تبليغاتX
متفاوت امادوست داشتنی
بهترین موقع برای رفتن گبل ابادی الان بود

به نام اون کسی که اگه حکم بکنه همه محکومیم

دیشب پیامی از طریق مدیر روابط عمومی رادیو جوان بهم رسید که چند لحظه من رو توو حالت شک نگه داشت.اما بعد که بهش فکر کردم با خودم گفتم چه خوب شد که گیل ابادی این موقع رفت.من کاری به کار این که تغییر گیل ابادی بک تغییر ساده بوده و یا بر اثر فشارهای سیاسی انجام گرفته ندارم اما یک چیز رو خوب میدونم و اون اینه که حرکتی که باید اغاز می شد توسط گیل ابادی اغاز شد و حالا دیگه فرقی نمی کنه که گیل ابادی باشه یا نباشه.چون گیل ابادی کار خودش رو کرد و همین کافیه برای یک مدیر موفق و خوب.حالا دیگه هر کی به جای گیل ابادی بیاد پا جای پای گیل ابادی میزاره و در همون مسیر پیشرفتی حرکت می کنه که گیل ابادی حرکت کرده بود.شاید گیل ابادی بعد از سه سال فعالیت مستمر نیاز به استراحت داشته و حضور یک مدیر تازه نفس و جدید برای رادیو جوان هم خوب باشه.همونطور که سال پیش هم گفتم حضور فیزیکی گیل ابادی در رادیو جوان مهم نیست مهم تفکر گیل ابادی هست که حالا در رادیو جوان جا افتاده و باعث پیشرفت رادیو جوان و رسانه ملی شده.فقط امیدوارم رییس جدید رادیو جوان این فضای صمیمی که در اعضای حلقه وب رادیو جوان هست بهم نزنه.و بالاخراه این که تا بعد

خداحافظ همین حالا... و هزاران گل دیگر تقدیم دکتر شهرام گیل ابادی باد

مراسم جشن و سرور به مناسبت برکناری مدیر رادیو جوان!

گفت و گوی عصرایران با مدیر سابق رادیو جوان:توصیه گیل آبادی به برخی مسوولان:به جای جوسازی، مشکل خودتان را حل کنید


یک مراسم متفاوت برای مدیر پیشین رادیو جوان داریم!!!
یکشنبه، ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷، ساعت ۱۶…
خیابان استاد نجات اللهی (ویلا)، خیابان ورشو، خایه شهریاران جوان
در صورت تمایل حضور یافته و دیگران را نیز مطلع کنید…


نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 | موضوع:
پل

به نام اون کسی که اگه حکم یکنه همه محکومیم

با عرض سلام خدمت همه رادیو جوونی های عزیز.اول یه توضیحی بدم که این داستان ها واسه من نیست.سری داستان هاییست که به من میل شده.به نظرم جالب می رسید.تصمیم گرفتم چندتاش رو بذارم تو وبلاگم تا همه مستفیض شند.پس این داستان رو هم ببینید و امیدوارم که لذت ببرید.

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.

یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد: بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.
نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم.
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:? مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.
.
.
.
حتما ً ما هم مي تونيم ساختن پل رو ياد بگيريم مگه نه ؟
تا بعد
خداحافظ همین حالا...

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس،حسن خجسته معاون صدا طي احكام جداگانه اي اقدام به نصب و تغيير 4 مدير در شبكه هاي راديويي مختلف كرد.
بنابر اين گزارش، شايعات رفتن «شهرام گيل آبادي» مدير راديو جوان سرانجام به حقيقت پيوست و او مديريت شبكه راديويي جوان را به «مسعود احمدي افزادي» مدير كل سابق صدا و سيماي مركز گلستان واگذار كرده و خود مسئوليت و رياست اداره كل نمايش راديو را بر عهده گرفت.
همچنين در حكم ديگري خانم «طالبي» كه قبلا در بخش پژوهش راديو مشغول فعاليت بود حكم مديريت «راديو خانواده» را از سوي حسن خجسته دريافت كرد.
در حكم ديگري نيز كه از سوي معاون صدا صادر شده؛ «محمد حسين محمد زاده» مدير راديو معارف نيز به مديريت راديو قرآن تغيير سمت داد و «حجت الاسلام لطفي» نيز عهده دار سرپرستي راديو معارف شد.

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 | موضوع:
مرد ماهیگیر

                                                          مرد ماهیگیر

 

روزی مرد ماهیگیری در ساحل زیبای رودخانه ای آرام لم داده بود ودر حالیکه مثل خمیر وا رفته بود و به امواج آرامش بخش خیره شده بود، می خواست تا دیر نشده از گرمای آفتاب  غروب لذت ببرد.

او چو ب ماهیگیری اش را محکم در شن های ساحل فرو کرده بود و منتظر بود قلاب تکانی بخورد تا بلند شود وماهی به دام افتاده را صید کند.در همین موقع سر و کله مردی تاجری پیدا شد. او آمده بود از آرامش ساحل رودخانه استفاده کند و کمی گرفتاری هایش را فراموش کند.
مرد تاجر که متوجه ماهیگیر شده بود، شاخک هایش حساس شد و از خود پرسید:" چرا این مرد اینقدر بی خیال لم داده و بلند نمی شود تلاش
کند و ماهی بیشتری بگیرد ؟"
برا ی همین به ماهیگیر نزدیک شد و گفت:گمان نمی کنی فقط با فرو کردن چوب در شن ها ماهی زیادی بگیری ! بهتر نیست چوب را  بیرون بکشی و بیش تر فعالیت کنی ؟"
مرد ماهیگیر لبخندی زد و گفت: " چوب را بیرون بکشم که چی؟"
-کوفت که چی!اگر چوب رو بیرون بکشی و بیش تر عرق بریزی، می توانی تور بزرگی بخری و ماهیهای
زیادی بگیری .
مردماهیگیر دوباره با لبخند تکرار کرد:" که چی بشود؟"
مردتاجر جواب داد:"می توانی با فروش ماهی زیاد، پول زیادتری کاسب شوی و یک قایق بخری تا با آن ماهی های بیشتری صید کنی.اگر هم حال قایق سواری نداری ، اقلا می توانی چوب ها ی بیشتری بخری و در همه جای ساحل فرو کنی."
ماهیگیر دوباره پرسید:" بالاخره که چی؟"

 مردتاجر که رفته رفته عصبانی می شد ، گفت:" آخر چرا نمی فهمی ؟ فکرش را بکن. اگر یک قایق بخری کم کم  وضعت توپ می شود و می توانی چوب ها و قایق ها ی بیشتری  بخری و برا ی خودت کارگر استخدام کنی تا با چو بها و قایق هایت کارکنند و تا دلت  بخواهد ماهی بگیرند."
مردماهیگیر با همان لحن آرام و لبخندی که از لبش محو نمی شد ، برای چندمین بار تکرار کرد:" فرض کن که قایق ها ی بسیاری خریدم و چو بهای زیادی  در همه جا ی ساحل فرو کردم . آخرش چی؟"
مردتاجر که از کوره در رفته بود و رنگش سرخ شده بود، فریاد زد: " چه جوری به تو حالی کنم ؟ اگر مثل بچه آدم  حرف گوش کنی ، آنقدر پولدار می شو ی که به یک میلیارد بگویی تتمه حساب و مجبور نشوی برا ی امرار معاش  کار کنی . آن وقت می توانی بقیه عمرت را در این ساحل زیبا لم بدهی و بی خیال دنیا ، غروب خورشید را تماشا کنی و تا دیر نشده ، از زندگی لذت ببری!"
مرد ماهیگیر که هنوز لبخند می زد، گفت: " فکر می کنی الان دارم چه کار می کنم؟!


نوشته شده توسط حسین در شنبه 31 فروردین1387 | موضوع:
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آرشيو
پیوندها
سایت رسمی رادیو جوان
وبلاگ فیروزه ای
سایت اپلود(عکس و فیلم)
یه شنونده
سفید مثل شب
یک سبد ترانه
تابناک(جایگزین بازتاب)
دانشجوهای IT
اخرشه
دنیای حیوانات
دسته بندی احادیث ائمه اطهار
زینا عاشق فرزاد حسنی
صدای جوان ایرانی
دست نوشته های محمد جوادعبدی/رادیو جوان
رادیو جوان نبض همیشه تپنده!
انتن پر سر و صدا
با فرشید منافی جوانی می کنیم
اینجا پاتوق خط خطیاست
یک سبد ترانه/رضا عزتی
انکارما/میثم فکری
نازنین دختری عاشق پرسپولیس
بی چک و چونه .....اینجا رادیو جوونه
شبکه ی رادیویی جوان
خانه ی طنز رادیو جوان
نشانی
اثر انگشت
•*..*•. ღ گل یاس از شیراز ღ •*..*•.
فقط رادیو جوونی ها...
آنجا تهران است -رادیو جوان..(سیده انوشه میر مجلسی)
فرکانس برتر
هر جا سخن از بهترین هاست نام فرزاد حسنی می درخشد
رادیو جوون
صدای جوان صدای تو
بیا اینجا
کان ذن ریو کاراته | نوشهر
آسمون آبی
نسلی از نوع جــــــــــوان
جوانه های جوان
صداهای اشنا
استقلال بلو
نتایج زنده و دقیقه به دقیقه فوتبال به ویژه لیگ ایران
به خدا ایمان داری؟؟؟
خاطرات یک "من"
هیئت دیوانگان رقیه/ شرق اصفهان
حس ششم ،حس جواني
چشم سوم
خط خطی!
چهار راه جوووووووووونی
غزل ناب جوانــــی
زیر سایه ی خدا
تفريح كن
محرم و امام حسین(ع)
ما دل شدگان
دختران فراری
هواداران رادیو جوان
خواب و رويا
سیاره من
چشمه دور و روشنت...
هرچی ترفندو نرم افزار بخوای هست
طرفداران فرزاد حسني ( وحيــــده و و يــــــدا )
منم گدای فاطمه
مرد پاييزي
Success is a three-letter word... MBA
برترین مجری نسل جوان فرزاد حسنی
!به آسمان نگاه کن .... همین نزدیکیهاست (فرشته توحیدی)
گذشته ای که خاطره میشه!!!
خاطره های به یادماندنی(زهرا خانوم)
غدیر سبز(غدیر تا ابد حقانیت علی(ع) را فریاد میزند)
سرای سرگرمی و سینما و فوتبال
در بــــــــــــــــــه در
آخرین راه
فرزاد حسنی
من از آن خودم
سازمخالف
دلم گرفت!!!(دست نوشتــه هـای یک فهیــم بچـــه)
سلام به وب من خوش امدید(پرسپولیس)
روزگار وصل(روابط عمومی و مباحث روز)
فدک راز نهفته زهرا(س)(اون یکی وبلاگم)
تالار گفتگو(ای کیو)
بو تو .....
خسته تر از زمان
از "الف" تا "ی"...
ناقوس سکوت
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
پیوندهای روزانه
جوابيه عبدالرضا هلالي به مصاحبه نريمان
نظر آيت‌الله مهدوي کني درباره سخنان احمدي‌نژاد
بدون حضور شهرام گيل آبادي؛مراسم توديع و معارفه مديران راديو جوان برگزار شد
توصیه آيت الله مكارم به راديو جوان
توصیه های نریمان پناهی به مداحان
بازداشت عامل بمب‌گذاری کانون رهپویان شیراز
اطلاعات جدید محسنی اژه‌ای از انفجار شیراز و عوامل بمب گذاری
عامل اصلي انفجار شيراز دستگير شد
پورمحمدي: انفجار شيراز خرابکاری بود
توصیه گیل آبادی به برخی مسوولان:به جای جوسازی، مشکل خودتان را حل کنید
پشت پرده تعویق «مثلث شیشه ای»
تعویق پخش برنامه "مثلث شیشه‌ای"
دختر شهريار: سريال «شهريار» ارتباطي با زندگي واقعي پدرم ندارد
مديران جديد راديو معرفي شدند
مدير جديد راديو جوان گفت: راديو جوان بايد در مسيري گام بردارد كه بتواند پاسخگوي نياز همه جوانان باشد.
مراسم جشن و سرور به مناسبت برکناری مدیر رادیو جوان!
موسسه امام: روزنامه کیهان بارها نظرات امام را تحریف کرده است
خیلی عکس جالبیه(حتما نگاش کنید)
اثربخشی فشارهای سیاسی؛ مدیر رادیو جوان بالاخره تغییر کرد
تغییرات جدید در رادیو - مدیر شبکه جوان بالاخره رفت
آیت‌الله امینی: تورم افسار گسیخته مردم را به ستوه آورده است
اعتراض عجیب وزیر ارشاد به مجری تلویزیون
عطریانفر: در این مملکت یک دختربچه با نوشتن یک مقاله توهین آمیز معروف می شود!
افزایش احتمال بازگشت 6 امتیاز پرسپولیس
توزيع کارت‌هاي تقلبي ايرانسل!
تغییرات برنامه‌های رادیو جوان تابستان شروع می‌شود
به اندازه يك كابينه در راديو جوان فعاليت كرده‌ام
ماجرای دايي و مايلي كهن در دادگاه
سایت «فردا» فیلتر شد؟
اولین گوشی نوکیا(عکس)
آرشیو پیوندهای روزانه
امکانات وبلاگ
طراح قالب

طراح گرافیکی:
سید محسن طباطبایی

ترجمه:
محمد جواد عبدی
گروه طراحان حرفه ای تمپفا
www.TempFa.com