به نام اون کسی که اگه حکم یکنه همه محکومیم
با عرض سلام خدمت همه رادیو جوونی های عزیز.اول یه توضیحی بدم که این داستان ها واسه من نیست.سری داستان هاییست که به من میل شده.به نظرم جالب می رسید.تصمیم گرفتم چندتاش رو بذارم تو وبلاگم تا همه مستفیض شند.پس این داستان رو هم ببینید و امیدوارم که لذت ببرید.
سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت: من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد: بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.
نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چیزی لازم ندارم.
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:? مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟
در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.
.
.
.
حتما ً ما هم مي تونيم ساختن پل رو ياد بگيريم مگه نه ؟
تا بعد
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس،حسن خجسته معاون صدا طي احكام جداگانه اي اقدام به نصب و تغيير 4 مدير در شبكه هاي راديويي مختلف كرد.
بنابر اين گزارش، شايعات رفتن «شهرام گيل آبادي» مدير راديو جوان سرانجام به حقيقت پيوست و او مديريت شبكه راديويي جوان را به «مسعود احمدي افزادي» مدير كل سابق صدا و سيماي مركز گلستان واگذار كرده و خود مسئوليت و رياست اداره كل نمايش راديو را بر عهده گرفت.
همچنين در حكم ديگري خانم «طالبي» كه قبلا در بخش پژوهش راديو مشغول فعاليت بود حكم مديريت «راديو خانواده» را از سوي حسن خجسته دريافت كرد.
در حكم ديگري نيز كه از سوي معاون صدا صادر شده؛ «محمد حسين محمد زاده» مدير راديو معارف نيز به مديريت راديو قرآن تغيير سمت داد و «حجت الاسلام لطفي» نيز عهده دار سرپرستي راديو معارف شد.

نوشته شده
توسط
حسین
در
یکشنبه 8 اردیبهشت1387
| موضوع: