مرد ماهیگیر
مرد ماهیگیر
روزی مرد ماهیگیری در ساحل زیبای رودخانه ای آرام لم داده بود ودر حالیکه مثل خمیر وا رفته بود و به امواج آرامش بخش خیره شده بود، می خواست تا دیر نشده از گرمای آفتاب غروب لذت ببرد.

او چو ب ماهیگیری اش را محکم در شن های ساحل فرو کرده بود و منتظر بود قلاب تکانی بخورد تا بلند شود وماهی به دام افتاده را صید کند.در همین موقع سر و کله مردی تاجری پیدا شد. او آمده بود از آرامش ساحل رودخانه استفاده کند و کمی گرفتاری هایش را فراموش کند.
مرد تاجر که متوجه ماهیگیر شده بود، شاخک هایش حساس شد و از خود پرسید:" چرا این مرد اینقدر بی خیال لم داده و بلند نمی شود تلاش کند و ماهی بیشتری بگیرد ؟"
برا ی همین به ماهیگیر نزدیک شد و گفت:گمان نمی کنی فقط با فرو کردن چوب در شن ها ماهی زیادی بگیری ! بهتر نیست چوب را بیرون بکشی و بیش تر فعالیت کنی ؟"
مرد ماهیگیر لبخندی زد و گفت: " چوب را بیرون بکشم که چی؟"
-کوفت که چی!اگر چوب رو بیرون بکشی و بیش تر عرق بریزی، می توانی تور بزرگی بخری و ماهیهای زیادی بگیری .
مردماهیگیر دوباره با لبخند تکرار کرد:" که چی بشود؟"
مردتاجر جواب داد:"می توانی با فروش ماهی زیاد، پول زیادتری کاسب شوی و یک قایق بخری تا با آن ماهی های بیشتری صید کنی.اگر هم حال قایق سواری نداری ، اقلا می توانی چوب ها ی بیشتری بخری و در همه جای ساحل فرو کنی."
ماهیگیر دوباره پرسید:" بالاخره که چی؟"
مردتاجر که رفته رفته عصبانی می شد ، گفت:" آخر چرا نمی فهمی ؟ فکرش را بکن. اگر یک قایق بخری کم کم وضعت توپ می شود و می توانی چوب ها و قایق ها ی بیشتری بخری و برا ی خودت کارگر استخدام کنی تا با چو بها و قایق هایت کارکنند و تا دلت بخواهد ماهی بگیرند."
مردماهیگیر با همان لحن آرام و لبخندی که از لبش محو نمی شد ، برای چندمین بار تکرار کرد:" فرض کن که قایق ها ی بسیاری خریدم و چو بهای زیادی در همه جا ی ساحل فرو کردم . آخرش چی؟"
مردتاجر که از کوره در رفته بود و رنگش سرخ شده بود، فریاد زد: " چه جوری به تو حالی کنم ؟ اگر مثل بچه آدم حرف گوش کنی ، آنقدر پولدار می شو ی که به یک میلیارد بگویی تتمه حساب و مجبور نشوی برا ی امرار معاش کار کنی . آن وقت می توانی بقیه عمرت را در این ساحل زیبا لم بدهی و بی خیال دنیا ، غروب خورشید را تماشا کنی و تا دیر نشده ، از زندگی لذت ببری!"
مرد ماهیگیر که هنوز لبخند می زد، گفت: " فکر می کنی الان دارم چه کار می کنم؟!
من و جاده
چند وقت پيش داشتم از کنار خيابون قدم ميزم و زير لب هم ترانه اي زمزمه ميکرم.
يه نگاهي چشمم به چراغ جادويي افتاد :
زود دويدم و اونا برداشتم و دست کشيدم روش !!!
ناگهان ، ابري سياه ، آسمون را پوشاند و رعد و برقي درگرفت .
وووووووف !!! (( غوله پريد بيرون
رو به من کرد و گفت :
چه آرزويي داري اي بنده ي محبوب؟
من ، که حسابي ترسيده بودم سرم را به طرف بالا کردم و گفتم :
اي ...
از تو مي خواهم جاده اي بين اتوبان چمران !!! و هاوايي !!! بسازي تا هر وقت دلم خواست در اين جاده با موتر رد بشم و تک چرخ بزنم , تازه دستم را هم بزارم رو بوغ و بوغ بوغ بازي کنم !!! .
که ...
از طرف آقا غوله ندايي اومد :
" اي بنده !!! من تورا بخاطر وفاداري ات بسيار دوست دارم و مي توانم آرزوي تو را بر آورده کنم ، اما ، هيچ مي داني انجام تقاضاي تو چقدر دشوار است ؟
هيچ مي داني بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت کنم ؟ هيچ مي داني چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود . هيچ ميداني چقدر بايد تونل بکنم ,((خوب اين جوري که جر ميخورم)) ؟
من همهء اينها را مي توانم انجام بدهم ، اما آيا نمي تواني آرزوي ديگري بکني ؟ "
منم ،يکم فکر کردم و گفتم :
" من از کار دخترا سر در نمي آرم !!!
مي شود به من بفهماني که دختر ها چرا گريه مي کنند؟مي شود به من بفهماني احساس درونيء شان چي يه؟اصلآ مي شود به من ياد بدهيد که چگونه مي تواند دخترها را خوشحال کرد؟ "
ناگهان صدايي از جانب ... او آمد که :
اي بنده !!! آن جاده اي را که خواسته بودي دو بانده باشد يا چهار بانده ؟؟ !!!
خداحافظ همین حالا
برای حذف نام جعلی خلیج عربی در گوگل ارث نیاز به ۱ میلیون امضا
هست لطفا با کلیک بر روی لینک زیر و امضای خود در این امر پر خیر و
برکت سهیم باشید ![]()
![]()
![]()
شیرین و فرهاد
شیرین و فرهاد های زمان ما
دوباره شد شب و من بی قرارم Connect کن , زود بیا , در انتظارم
بیا من آمدم پای Messenger شدم مسحور آوای Messenger
بیا
Hard دلت را ما ببینیم گلی از گنج Home Page ات بچینیمبیا
Icon نمای بی نشانم که من جز آدرس Mail ات ندانمبیا امشب کمی
Online باشیم و تا صبح Sun Shine باشیمبیا ((انگوری)) بی تو غش کرد و حتی
Hard Disk اش هم Crash کردبیا ای عشق
DotCom عزیزم به پای تو W ها بریزممرا در انتظار خویش مگذار و پا زاندازه آن بیش مگذار
بیا ای حاصل
Search جهانی بیا اجرا کن آن File نهانیبیا در دل تو را کم دارم امشب. حدودا 100 مگی غم دارم امشب
اگر آیی دعایت می نمایم دعا تا بینهایت می نمایم
اگر آیی دعای من همین است و یا نقل به مضمونش چنین است:
مبادا لحظه ای
DC شوی یار جدا از پای آن PC شوی یارمبادا نام ما را پاک سازی و کاخ آرزو را خاک سازی
بمان تا جاودان اندردر من بمان تا حل شودهرمشکل من
خداحافظ همین حالا...![]()
![]()
![]()
![]()
مجریان...favorites
مجریان...favorites
سلام سلام خوبید خوبید؟؟؟ احوال برو بچز؟؟؟احوال برو بچز...
آقا صدا اکو نداره ها نه این پست مشترکی بین من و پسر خالمه البته من پسر خاله اش هستم
حالا من کی ام؟؟؟ من پسر خاله اش هستم.....اون کیه؟؟؟ اونم پسر خاله مه تو کی هستی؟؟؟
واسه من فرقی نمیکنه چون من پسر خاله اش هستم خوب این پسر خالمون گیر داده به این مجری ها گیر بدم خوب گیر داده دیگه پس منم گیر میدم اگه توی این وسط دماغ مجری محبوبتون کج شد یا فکش شیکست به من ربطی نداره این منو اغفال کرد:
1.عمو سعیید(محبوب ترین مجری پسر خاله):
آقا دیدید سعیید صداش از توی دماغش در میاد خوب واقعا دیدید؟؟؟ نه ندید تو از کجا دیدی صداش رو؟؟؟ خوب خالی نبند دیگه این نشان از این داره که جناب آقای پور محمودی انحراف بینی شدید داره البته بماند که حنجره اش هم مشکل داره هااااااا بین خودمون ها.
در ضمن عمو سعیید اول اول اول کاملا ریش داشت بعدش کم پشت شد حالا هم که پرفسور شده جون دستم اینم جوون مملکت .
2.خاله بنفشه جیغ بنفشی(محبوب ترین مجری خودم بعد ازخانوم هاشمی):
آقا عرض کردم که خاله بنفشه جیغ بنفشی یعنی بد صداش از ته حلقش در میاد ها خواهشمندیم به هنگام گوش فرا دادن به برنامه های این مجری محبوب مواد لازمی که براتون مینویسم رو فراهم کنید:
1. دو قطعه پنبه یا چوب پنبه فرقی نمیکنه جفتش یکیه.
2. هر چی خودتون صلاح دیدید دیگه بقیه اش دست خودتون.
3.عمو نیما(محبوب ترین مجری دختر خانوم ها):
این جناب رو که صداش ضایع میرسونه فکش کجه باور کن فکش کجه اصلا تمام مجری های مرد صداشون از حنجره شون که بیرون نمیاد همه گلی یا فکشون کجه یا دماغشون کجه یا خودشون کجن یا از اینا.
(البته اینو با ترس و لرز نوشتم اگه میخوای یقه کسی رو بگیری همش تقصیر پسر خالمه)
4.عمو فرشید(محبوب ترین مجری من در زمان های گذشته):
یادش بخیر جوونی الان پیر شدیم که فرشید منافی هم کچل شده باور کن دقت کردی؟؟؟
کچل شده خدا وکیلی ندیدی دقت کن همش هم تقصیر این خاله است باور کن زمانی که توی پارازیت بودن عینهو کارد و پنیر بودن فرشیدم که میدونی وقتی کلافه میشه موهاشو میکنه خوب طبیعتا سر جوونی کچل میشه دیگه.
5.حالا نوبت عمو استاد میرسه(عمو فرزاد منظورمه):
آقا عکسش رو روی مجله ی اتفاق نو دیدی؟؟؟ ندیدی؟؟؟ میخواستی ببینی به من چه اما خوشگل های لایت کرده بودها من اول فک کردم پیر شده بعد دیدم نه های لایت کرده موهاشو فک کن چه شود.
عمو فرزاد هیچ وقت موهاشو کوتاه نمیکنه هر کی تا به حال اومده توی رادیو جوان کچلی گرفته به جز این اون از افشین اون از نیما اون هم از فرشید آقا... دیگه بماند ولی موندم توی کار این اقا بابا من یه چیز هایی حدس زدم فک کنم همه ی رادیو جوانی ها رو عمو استاد کچل کرده باور کن.
خوب حالا ما هم در بریم تا کچلمون نکردید اینم پسر خاله ام از ترس جونش بهم گفت...چی گفت؟؟؟ در گوش من گفت:
یه معذرت خواهی هم از طرفداران این آقایون و خانوم ها بکنم والا ادمم اینقدر ترسو.
پیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش.
تا بعد
خداحافظ همین حالا...
"H&P"


