شهادت حضرت زهرا(س)حقیقتی انکار ناپذیر
|
بسم رب الزهرا(س) سلام خدمت همه محبین واقعی اهل بیت.این اپ من یک اپ کاملا ویژه در مورد شهادت حضرت زهرا سلام الله علیهاهست .انگیزه من جواب دادن به یه وبلاگی بود که ایشون ادعای شیعه گری داشت ولی شهادت حضرت زهرا رو به این صورتی که نقل شده قبول نداشت من تواین اپم فقط و فقط میخوام جواب این وبلاگ رو بدم ضمنا ایشون از کتب شیعه کتا بحارالنوار رو اصلا قبول نداشت از کتب اهل سنت هم کتاب های صحیح بخاری و صحیح مسلم رو اصلا قبول نداشت.من هم به اعتقاد ایشون کاملا احترام گذاشتم توو جوابایی که اوردم اصلا از کتب بحارالانوار و صحیح بخاری و صحیح مسلم استفاده نکردم.البته از کتاب بحارالنوار یک بار استفاده شده و اونم نه به صورت مستقیم بلکه روایتی به نقل از کتب اهل سنت که در کتاب بحارالانورنقل شده اورده شده است. ضمنا همین الان به خاطر طولانی شدن این اپم از همه خوانندگان این مطلب عذرخواهی می کنم.
| |||||
|
از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا(چنانکه شیعیان میگویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟ برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نمودهاند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود میگوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1] البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کردهاند؛ چنان که سید مرتضی رحمة الله علیه در این زمینه میگوید: «در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارتهایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمیکردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2] مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3] اما منابع اهل سنت: 1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4] همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[5] 2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت میگوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»[6] 3- مقاتل بن عطیه میگوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7] 4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآلهوسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد. ابو العاص به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.» ابن ابی الحدید میگوید: «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلیاللهعلیهوآلهوسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح میشمرد.» ابن ابی الحدید میگوید، به استادم گفتم: «آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم میگویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟ پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8] این قصه، به خوبی نشانمیدهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف میکند؛ آن جا که میگوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان میگویند نقل کردهاند.[9] 5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او میگوید: «نزد امام صادقعلیهالسلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیهالسلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر میدارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی میکند و از رزق شمانمیخورد (پس چرا ناراحتی؟).» سکونی میگوید: (با کلمات امام صادق علیهالسلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود: «ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَاللهِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانیاش گذاشت و گویا گریه میکرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبهخود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی میگوید:) همیشه امام صادق علیهالسلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را میشنید به یاد جدهاش (فاطمه) ومصیبتهای او میافتاد و همیشه تذکر میداد و میگفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمهعلیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت. توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنیگری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیهالسلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلبروشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد. چنان که ابابصیر از امام صادق علیهالسلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12] ب. منابع شیعه: نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است: هنگامی که خواستند علی علیهالسلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمهعلیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامیاشصدمههای روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشهای از آن در یک نقل تاریخی اشاره میکنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقلهایتاریخی فراوان است. خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین مینویسد: «... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشتههای بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروختهتر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللهِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپسفریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال میخواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13] آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشههایی از ستمهایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14] 2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی. 3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24. 4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57. 5- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107. 6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292. 7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161. 8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیهالسلام ،ص252. 10- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهمالسلام روایت نقلنمودهاند که علمای شیعه آنان را ثقه میدانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را میپذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی. 11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی). 13- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج1، ص267. [14]کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است. و اما روایتی از اصول کافی مهمترین منبع شیعه و روایاتی دیگه از کتب دیگر درباره لعن و سب این دو(قابل توجه کسانی که سب=دشنام به این دو را حرام می دانند):
امام صادق علیه السلام فرمودند: ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم. امام صادق علیه السلام فرمودند: اما سجاد علیه السلام: در روايت آمده است: مرد خياطي دو پيراهن نزد امام صادق(عليهالسلام) آورد و عرض كرد: من هنگام دوختن يكي از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد ميفرستادم و هنگام دوختن ديگري لعن بر دشمنان محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله) ميفرستادم. شما كداميك را اختيار مينماييد؟ امام صادق(عليهالسلام) پيراهني را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمودند و فرمودند: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم. و اما روایتی درباره این که مجازیم لعن را حتی با ذکر اسم این دو لعین هم بگوییم(قابل توجه کسانی که لعن رو با اوردن نام حرام میدونند): در کتاب شاخه طوبی برای نور رحمة الله علیه از کتاب مهج الدعوات روایت کرده است که از سعد بن عبدالله به سند صحیح از سلیمان جنوی و محمد بن اسماعیل بن بزیع که گفتند: روزی خدمت امام رضا علیه السلام رفتیم. حضرت را در سجده شکر یافتیم. ایشان سجده را بسیار طول داد و چون سر برداشت فرمود: هر که این دعا را در سجده شکر بخواند چنان است که در جنگ بدر در خدمت حضرت رسول ص با کافران جنگ کرده باشد. و تیر بر ایشان انداخته باشد. گفتیم: آیا رخصت می فرمایند تا بنویسیم؟ فرمود: بنویسید. چون به سجده روی بگو: آتشي كه بر در خانۀ فاطمه(س) زدند همچنان می سوزد و می سوزاند... آنقدر اين آتش گسترده بود كه در عاشوراء خيمه هاي اهل بيت حسين(ع) را سوزاند، آتشي كه هشت سال ايران را در خود سوزاند، آتشي كه 33 روز لبنان را گداخت و ... مزد رسالت!!! حق ذی القربی ادا شد بعدتو یا مصطفی( ص) ودر اخر لعنن الله قاتلی فاطمه الزهرا این اثبات شهادت حضرت زهرا بود اما اگه میخواید داستان غم انگیز شمع و گل پروانه رو ببینید به وبلاگ سر بزنید
امروز در تلوزیون اتفاق جالبی افتاد.بالاخره یکی از برنامه های فرزاد حسنی در تلوزیون پخش شد.برنامه کوله پشتی ۳ وبرنامه سهیلا ارین.خیلی جالبه چطور میشه در عرض یک سال اینقدر نظر مسولین نسبت به یه برنامه ای عوض میشه.برنامه ای که به قول بعضی از مسولین از همان اول نباید به دست مجری به قول خودشان معلوم الحال تلوزیون و رادیو میافتاد حالا دوباره به یک برنامه ارزشی تبدیل شده که حتی ارزش این رو هم داره که یه بار دیگه بعد از دو سال یه قسمت از برنامه هاش پخش بشه.از نظر شما جالب نیست؟؟؟؟ البته باز بعضیا نگن من طرفدار فرزاد حسنی هستم.من همچنان انتقادام رو از فرزاد حسنی دارم.انتقادایی که انشاالله تو تابستون دو تا پست رو کاملا بهش اختصاص میدم.اما این نوع رفتار مسولین هم کاملا دوگانه هست و در عین خودش جالب اولین واکنش حامد جواد زاده به اظهار لطف دوست دارانش سلام و سپاس از این همه لطف |
حسنی نگو بلا بگو...
**حاشيههاي اختتاميه نهمين جشنوارهي بينالمللي راديو :
ـ فرزاد حسني كه براي حضور در جشنوارهي راديو به صورت رسمي دعوت شده بود اما به دليل عدم حضور و ارسال دعوتنامه براي دوست و همكار خود افشين حسينخاني به مراسم افتتاحيه و همچنين زمان برگزاري جشنواره نيامد اما در مراسم اختتاميه به عنوان مجري حاضر شد.
ـ عليرضا نوري در مراسم اختتاميه نهمين جشنوارهي راديو، زماني كه به دعوت مجري برنامه به ارائهي گزارش اجلاس راديو به روي سن آمد با لحن طنزآميزي به مجري برنامه گفت: من مثل شما نه خوش چهره هستم و نه خوش سخن، اما در صحبتهاي شما دو مورد خطا بود كه آن را گوشزد ميكنم. نخست اين كه من به عنوان اولين دبير جشنوارهي بينالمللي راديو نيستم چرا كه نخستين دبير اين همايش مهندس محمديان مدير فعلي راديو گفتگو هستند.
ـ مراسم اختتاميه كه با حضور اهالي راديو و ميهمانان داخلي و خارجي برگزار شد در اين مراسم استاندار اصفهان بر خلاف اين كه در مراسم افتتاحيهي اجلاس حضور نداشت در آخرين لحظات پاياني مراسم اختتاميه خود را به جمع اهالي رسانه رساند.
ـ مريم نشيبي در هنگام خروج رييس صداوسيما جلوي او را گرفت و خواستار ادامهي برنامهاي شامگاهي كودكان چون «شب بخير كوچولو» شد كه ضرغامي به معاون صدا گفت كه او و خانم نشيبي به دفترش بيايند.
مريم نشيبي نيمه شب گذشته در حالي كه اشك ميريخت ياآور شد: بارها اين مساله را خواستار شده است،اما هنوز هيچ اقدامي در اين مورد انجام نگرفته كه اميدوارم معاون صدا در تصميمگيري خود تجديد نظري كند تا دوباره برنامههاي قصهگويي در راديو كار خود را آغاز كند.
ـ همزمان با انتصاب مسعود احمدي به دبيري جشنواره ي دهم راديو، تنديس ويژهي اين جشنواره به وي اهدا شد.
ـ اردلان كامكار، فرزند حسن كامكار نوازندهي سنتور در آيين مراسم اختتاميه به مدت 30 دقيقه براي حاضران به اجراي موسيقي پرداخت.
ـ مهران دوستي گويندهي برتر، زماني كه جايزهي خود را دريافت كرد به نشانهي سالروز آزادسازي خرمشهر جايزهي خود را به مفقودالاثر «سعيد گيلآبادي» اهدا كرد.
ـ تنديسهاي ساخته شدهي اين جشنواره توسط استاد خسروجردي طراحي شده بود.
ـ در مراسم اختتاميه همچنين صحبتهاي كنايهآميز بين رييس صدا وسيما و فرزاد حسني مجري تبادل شد كه در پايان مراسم برخي از اهالي راديو از نحوهي صحبتهاي مجري سابق سيما اظهار ناراحتي و گلايه كردند.
ـ عكس يادگاري نيز در پايان مراسم طبق سنت هر سالهي جشنواره گرفته شد.
مراسم تقدیر از مدیر سابق رادیوجوان
۴شنبه۸/۳/۱۳۸۷ ساعت۱۴ امفی تئاتر ساختمان شهدای رادیو.به دیگران اطلاع دهید و اگر مایل بودید تشریف بیارید
جهت حضور در مراسم با شماره ۲۲۱۶۷۷۸۳ روابط عمومی رادیو جوان تماس گرفته تا نسبت به آفیش شدن شما اقدامات لازم صورت گیرد...
می فروشی گفت:کالایم" می" است رونق باز من ساز و" نی" است من "خمینی" دوست می دارم که او هم "خم" است و هم "می" است و هم" نی "است


