تبليغاتX
متفاوت اما دوست داشتنی

خسرو،شکیبایی نکرد


خسرو شکیبایی (زاده ۱۳۲۳ تهران - درگذشت ۲۸ تیر ۱۳۸۷ به دلیل

سرطان کبد[۱] (علت مرگ مشخص نیست هنوز، بیماری دیابت،

ایست قلبی یا سرطان) بازیگر معروف سینمای ایران بود. او

تحصیلاتش را در رشته‌ی بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای

دانشگاه تهران به پایان برد، تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر

فعالیت داشت و فعالیت حرفه‌ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم

«خط قرمز» (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) آغاز کرد. او در حدود ۴۰ فیلم

سینمایی بازی کرد.

 

دوران کاری

 

[] سینما

شکیبایی نخستین بار در سال 1353 در فیلم کوتاه و 16 میلیمتری «کتیبه» به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) به سینما آمد و تا سال ۱۳۶۸ نقش آفرینی‌هایی کرد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بعد از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی-۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی بر سر زبان‌ها افتاد. او برای بازیش در همین فیلم از «هشتمین جشنواره فیلم فجر»، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت. او همچنین برای بازی در فیلم کیمیا (احمد رضا درویش-۱۳۷۳) بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. او سومین سیمرغ خود را هم را برای بازی در نقش عادل مشرقی فیلم سالاد فصل (فریدون جیرانی) گرفت. از آخرین افتخارات شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد) بود.

او از سال ۱۳۶۸ به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباس ها و تیپهای مختلف تکرار کرد اما توانایی‌هایش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی او در دو فضای کاملاً متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش-۱۳۷۳) و فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی-۱۳۸۰).

شکیبایی آخرین جایزه‌اش را از ششمین جشن ماهنامه «دنیای تصویر» برای بازی در فیلم «کاغذ بی خط» دریافت کرد.

پس از گذشت نزدیک به ۲۲ سال از اولین حضورش در فیلم کیمیایی، در فیلم حکم (۱۳۸۳) باری دیگر در فیلم وی در کنار عزت الله انتظامی ایفای نقش کرد.

او علاوه بر هنرنمايی در سینما و تئاتر، برخی از اشعار سهراب سپهری و سید علی صالحی و فروغ فرخزاد را به صورت دکلمه اجرا کرده بود.

وی اخیراً [چه تاریخی؟] در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از

برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را گرفت.

 

[] تلویزیون

او در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش «سید حسن مدرس» بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم مجموعه‌های تلویزیونی در کنار هم و سرزمین سبز را روی آنتن داشت.

آخرین نقش‌آفرینی این هنرمند در فیلم تلویزیونی پیوند (سعید عالم‌زاده) و آخرین نمایش فیلمش، آشیانه‌ای برای زندگی (حمید طالقانی) بود که به مناسبت روز پدر از تلویزیون پخش شد.

 

[] مرگ

شکیبایی در ساعت ۴ صبح جمعه ۲۸ تیرماه ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی در اثر بیماری سرطان کبددر بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.

در پی این رویداد، غلامعلی حداد عادلرئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و عزت‌الله ضرغامی[] رئیس سازمان صدا و سیما پیام تسلیت صادر کردند.

 

[] جوایز و انتخاب ها

برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر:

  • بهترین بازیگر نقش اول مرد (هامون)، دوره ۸ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۸
  • بهترین بازیگر نقش اول مرد (کیمیا)، دوره ۱۳ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۳
  • بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سالاد فصل)، دوره ۲۳ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۳
  • دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (اتوبوس شب)، دوره ۲۵ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۵
  • بقیش رو در ادامه مطلب بخونید...

دانلود قسمتی از سخنان مهران دوستی درباره خسرو شکیبایی


 اگه امام رضا این بار واقعا طلبیده باشه ما امشب می خوایم بریم مشهد پیش امام رضا.ان شاالله تا هفته بعد که بر می گردیم

خداحافظ همین حالا...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حسین | 15:37 | یکشنبه 30 تیر1387 •

هر که گوید یا علی در روز محشر با علیست...

یا علی و یا عظیم

پیشاپیش تولد امام علی(ع) رو به همه ازاد مردان جهان تبریک می گم.چون مقام حضرت علی(ع)خیلی بیشتر از اینه که من کمترین دربارش صحبت کنم فقط چند بیت شعر در مقام این حضرت توو وبلاگم می نویسم.فقط یه خواهش برادرانه ازتون دارم هر کی میاد و این شعر رو می خونه بعدش فقط ده باره لعن بفرسته به دشمنای حضرت علی(ع).البته هر کی بیشتر خواست بفرسته باعث خوشحالی مامی شه.ولی خیلی نامردیه بچه شیعه باشی و این درخواست رو که فکر نکنم یک دقیقه بیشتر وقتت رو بگیره رد کنی.پس لطفا ده مرتبه لعن یادتون نره.

این هم یک شعر در وصف حضرت علی(ع):

بر بلندای فلک ذکر ملائک یا علیست

هر که گوید یا علی در روز محشرباعلیست

در طواف کعبه گر بادیده دل بنگری

هر طرف ایینه ای باشدکزان پیدا علیست

گر خدا خوانم علی راکفر و باشدکفر مست

به که گویم المثنای حق یا علیست

مردگان دم می گرفتندی ز عیسای مسیح

غافل از ان که مسیحای دوصد عیسی علیست

اوست سر اسم اعظم اوست واقف بر امور

راز پنهان در عصای پنجه موسی علیست

با علی بودن علو و عزت و ازادگیست

جبریل عرش را استاد بی همتا علیست

بر فراز اسمان ها هم حکومت حق اوست

حاکم و فرمانروای عالم بالا علیست

قدرت کل دول از ناخن او کمترست

امپراطور بلندا اوازه ی دنیا علیست

از غدیر خم چه می دانی؟نمی دانی بدان

بعد پیغمبر امام و رهبر و مولا علیست

ای که هی دم می زنی از اولی و دومی

بشنو ای ابله ولی مسلمین تنها علیست


بازم تاکید می کنم ده مرتبه لعن چیزی نیست که وقتی ازتون بگیزه.پس لطفا بفرستید...

لعن الله عدوک یا علی.................................اولی و دومی و سومی

!! نوشته شده توسط حسین | 23:49 | دوشنبه 24 تیر1387 •

و اما مهران دوستی...

به نام اون کسی که اگه حکم بکنه همه محکومیم

سلام به همه بر و بچ رادیو جوونی...

خوب من اول نظرم رو درباره نقد صادق عزیز بگم.من تقریبا هیچ کدوم از حرفاش رو قبول ندارم البته تک و توکی از حرفاش درست بود اما در کل اصلا صحبتاش رو قبول نداشتم،حالا بی  خیال.اما امشب می رسیم به مهران دوستی عزیز.مثلا می خوایم نقدش بکنم اونم از نوع منصفانش.اول یه چیز بگم نقد کردن مهران دوستی واقعا سخته چون واقعا یک گوینده واقعی هست.تقریبا هیچ وقت تپق نمی زنه و تقریبا همه فنون فن بیان رو بلده.اما به هر حال ما هم اینجا چغندر قند نیستیم که. از همین مهران دوستی با همه مهارتش هم میشه ایراد پیدا کرد پس ایراداش رو می گم خوبیهاش رو هم که الان گفتم کسی نگه اقا توو نقدتون فقط سیاه همه چیز رو می بینید.اول یه معرفی ساده و مختصر از مهزان دوستی داشته باشم بعدش میرم دنبال نقدش:

مهران دوستی: (زادهٔ ۱۳۳۵ خورشیدی) یک گوینده رادیو و تلویزیون ایرانی است.

او در روستای بلده از توابع نور زاده شد و دانش‌آموخته رشته مکانیک و مهندسی تصفیه اب در امریکا است. در سال ۱۳۵۹ و هنگام تصدی سمت مدیریت تولید صدا و سیمای مرکز گیلان، به دلیل نیامدن گوینده این کار را بر عهده می‌گیرد و از آن پس تاکنون این حرفه را دنبال کرده‌است. گویندگی رادیویی درطول سال‌های دفاع مقدس از مهم‌ترین فعالیت‌های او به شمار می‌آید. او در سالیان اخیر به عنوان یکی از چهره‌های شناخته شده رادیو گویندگی برنامه‌های متعددی را بر عهده داشته‌است. همکاری در برنامه‌های تلویزیونی از جمله سینما دو و سینما چهار وتیزرهای تبلیغاتی از دیگر فعالیت‌های او در حیطه گویندگی است.

ببینید در توانایی های مهران دوستی هیچ شکی نیست اما بعضی وقتا به نظر من از همین تواناییهاش میاد به یک صورت منفی ازش استفاده می کنه حالا بررسشی میکنیم.من یادمه زمان مدیریت اقای گیل ابادی هر وقت برنامه نشانی شروع می شد همیشه با یک ترانه شاد شروع می شد و بعدشم صحبتای اقای دوستی که اقا چرا همش ترانه غمگین تولید می کنند چرا ترانه شاد قابل پخش توو کشور ما تولید نمی شه.چرا به مردم انرژی مثبت نمی دید واز این جور حرفا اما گذشت و گذشت تا اقای گیل ابادی جای خودشون رو به اقای احمدی دادند وکمی سیاست های شبکه رادیویی جوان عوض شد حالا چند وقتیه که اصلا از اون حرفا خبری نیست و بلکه امروز اقای دوستی به جای اون حرفا داره حرفای جدیدی می زنه این حرفا اینه که اقا زمان پخش برنامه ما زمان خواب مردمه و باید رادیو به مردم ارامش بده و از ایجاد اضطراب باید اجتناب کرد و از این جور حرفا به نظر شما در عرض این چند ماه چی شده که مهران دوستی این همه از حرفاش برگشته و از ارامش و از این جور حرفا حرف می زنه؟؟؟؟؟؟ببینید اگه کسی ایشون رو نشناسه فکر می کنه برای ماندگاریش هر کاری می کنه حتی پاچه خواری مدیران شبکه ها.ببینید من نمی خوام بگم اقای دوستی خدایی نکرده پاچه خواره ولی انصافا قبول کنید کسی شنونده برنامه ای مثل برنامه نشانی هست و داره تقریبا هر روز برنامه نشانی رو گوش می کنه این شائبه در ذهنش ایجاد می شه که اقا ایشون که در عرض چند ماه  یه دفعه ای ۳۶۰ درجه حرفش تغییر می کنه در واقع فقط بلده پاچه خواری مدیرها رو بکنه حالا براش خیلی فرق نداره این مدیر شهرام گیل ابادی باشه یا مسعود احمدی افزایی باشه بازم می گم من نمی خوام بگم که اقای دوستی خدایی نکرده پاچه خوار هست اما قبول کنید همچین شائبه ای توو ذهن انسان به وجود میاد

بحث دیگه ای که در مورد مهران دوستی وجود داره درباره گفت و گوهای ایشون هست با افراد حقیقی و حقوقی مختلف.اگر شما گفت و گوهای ایشون رو پیگیری کنید متوجه می شید که که بر خلاف اجراش که معرکست اصلا یک گفت و گو گر خوبی نیست چون مثل همه مجری های قدیمی فقط میاد و صحبت های طرف مقابلش رو تایید می کنه ویه بگو بخند سوری و تمام.بابا یکی نیست به ایشون بگه اینجا شبکه رادیویی جوان هست.شما بیشتر مخاطبینتون جوان هستند.و دارید این گفت و گو رو برای جوونا انجام می دید نه برای خودتون.اقا جوون دوست داره طرف مقابل گفت و گو به چالش کشیده بشه دوست داره اگه یه جا مهمون سوتی داد مجری بیاد و مچ مهمون رو بگیره ولی متاسفانه تووی گفت و گوهای اقای دوستی هیچ کدوم از این موارد دیده نمی شه.حتی در بعضی گفت و گوهاشون که باید به مسائل مهمتری بپردازه به مسائل خیلی حاشیه ای و بی خود می پردازه. بذارید یه مثال براتون بیارم اگه عید نوروز یادتون باشه مهران دوستی و اقای گیل ابادی و سید حسین حسینی با هم برای افتتاح گنبد چدید امام جواد رفته بودند عراق.بعد از برگشتن از عراق تووی اولین برنامه ای که اجرا کرد اومد و با اقای گیل ابادی یه گفت و گویی انجام داد نمی دونم داشت گفت و گو انجام می داد یا جک برای اقای گیل ابادی تعریف می کرد؟ایشون تووی اون گفت و گو به جای این که به سفر معنویشون بپردازه و درباره ی زوایای گفته نشده سفرشون با اقای گیل ابادی صحبت بکنند فقط درباره دو چیز صحبت کرد یکی درباره اون چایی که توو بین الحرمین خورند صحبت کرد یکی درباره اون اجری که اقای گیل ابادی ازش قاپیده بود حرف زد.خداییش شما به من بگید از یه مچری به اصطلاح حرفه ایی شما توقع دارید همچین گفت و گویی انجام بده؟؟؟؟؟؟؟؟نه تنها این گفت و گو بلکه اگه شما دقت کنید بقیه گفت و گوهاشم دسته کمی از این گفت و گویی که من ذکر کردم نداره.ایا واقعا یک مجری با این سابقه اینطوری باید گفت و گو کنه؟؟؟؟؟؟؟

و اما بحث بعدی در مورد ایشون در مورد غرور کاذب ایشون توو برنامه هاشه.جدیدا شتیده می شه که توو برنامه هاش بعضی اس ام اس های انتقادی رو با مسخرگی می خونه و رد می شه یا با بی توجهی ازشون رد می شه بذارید براتون مثال بیارم.ایشون توو برنامش(نشانی) خیلی تاکید می کنه که این یه برنامه فرهنگی هنری هست و از فرستادن اس ام اس هاس مثلا سیاسی اجتناب کنید یک روز تووی قسمت اخباز خط خطی نشانی اومد و جند تا خبر ساسی هم خوند بعد یکی اومد و اس ام اس فرستاد که اقای دوستی تو که این همه می گی برنامه فرهنگیه و اس ام اس سیاسی نفرستید چرا خودت حرف سیاسی زدی.به نظر حرف قشنگی و منطقی هم بود. حالا تو رو خدا لحن خوندن مهران دوستی رو ببین عین این بچه ها هستند که ادای هم دیگه رو در میارند دقیاقا همینجوری اومد این اس ام اس رو خوند انگار مثلا اون چیزی حالیش نمی شه و فقط مهران دوستیه که می فهمه.یا مثلا یه بار با یه حالت مسخره که خودش نتونست جلو خندش رو بگیره گفت شما اس ام اس بفرستید از ما انتقاد کنید به هرحال من بی سوادم(با خنده)شما می فهمید و از اینجور حرفا خداییش یه کسی بیاد با یه لحن تمسخر امیز و با خنده همچین حرفی رو به شما بزنه ناراحت نمی شیند؟؟؟؟؟ایا این تحقیر همه شنونده های برنامه نشانی توو اون روز نبود؟؟؟؟؟؟؟؟به نظر من این غرور کاذب نه فقط به شنونده ها رحم نکرده بلکه شامل حال بقیه گوینده ها و حتی برنامه ها هم شده.تیکه های بسیار زیادی که ایشون در برنامه های مختلف به فرشید منافی میندازه و با یک لحن خاصی فقط در سدد تحقیر فرشید منافی هست یک نمونشه فقط.یا جدیدا ایشون به برنامه های انتقادی رادیو جوان هم انتقاد کردند و برنامه هایی مثل جوونی ازاد(البته در انتقادشون نام برنامه ای رو ذکر نکردند )رو مورد لطف خودشون قرار دارند و گفتند که برنامه که این چه برنامه هایی هستند که میاند دو ساعت پخش می شند و فقط مسائل کشور ور سیاه نمایی می کنند. بعضی برنامه ها هستند فقط میاند به قصد سیاه نمایی پخش می شند.اقا یکی نیست واقعا بیاد به مهران دوستی بگه حاجی اینقدر تند نرو همین مردم هستند که تو رو مهران دوستی کردند حالا میای همین مردم رو مسخره می کنی؟؟؟؟ یا شخصیت محبوب همین مردم رو تحقیر م کنی؟؟؟؟؟اخه کجای این انصافه؟؟؟؟نمنونه هایی از غرورشون هم میشه تووی کلماتشون پیدا کرد از قبیل این که ایشون تووی برنامه ای گفتند اقا یه بی تجربه یا کم تجربه حق نداره بیاد کنار من گویندگی بکنه یا این که من مثلا اگه برم فلان برنامه که جدیدا تولیدش از شبکه پنج سیما متوقف شده شخصیت حرفه ای خودم رو گذاشتم زیر پا و از این حرفا.واقعا به نظر شما این حرفا نشان یک غرور کاذب نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟در مورد مهران دوسنی حرف زیاده اما فعلا به این چند مورد بسنده می کنم.

راستی خانوما اقایون دخترا پسرا می دونید که امشب لیله الرغائب هست دعای ظهور امام زمان که یادتون نرفته؟؟؟؟؟؟حتما برای فرج اقامون دعا کنید...

این هفته هفته نامه وزین شهروند امروز مصاحبه ای با فرزاد حسنی انجام داده بود که قسمت های خیلی کمیش رو برتون می ذارم.ضمنا در مورد نقد فرزاد حسنی باید بگم فعلا عجله ای برای نقدش ندارم و کاملا قدم به قدم و محتاطانه پیش می ریم.فکر کنم اخرین نفری که نقد بشه فرزاد حسنی هست.

چطور از شما خواستند برنامه را ادامه ندهید؟یعنی گفتند که دیگر حضورت به عنوان مجری این جا ممکن نیست؟    -نه.من منزل بودم و داشتم اماده می شدم که سر بزنامه کوله پشتی بروم-تا جایی که یادم می اید ان شب هم قرار بود ادامه بحث اعتیاد باشد-اما به من زنگ زدند و مدیر گروهمان گفتند که ار امشب حضرتعالی نیایید.

یک بحثی هم ان زمان مطرح شد و در خصوص این که شما ممنوع التصویر شده اید.

-اصلا و ابدا.این مساله چندبار ذکر شده و همین چند وقت پیش هم در برنامه ای مطرح شد که سریعا نفی اش کردم.نه این طور نیست.

حالا واقعا خودتان هستید؟     -اره

بعد در مورد نوع حرف زدن شما؟     -مال خودم است.

راجع به نگاه کردنت.این که مستقیم در چشم مهمان خیره می شوید.    -این ها را واقعا باید بپرسی.چون اگر من بگویم می شود:خود گویی و خود خندی...

خوب مثل این که خیلی نوشتم خیلی ببخشید تا بعد

خداحافظ همین حالا...

!! نوشته شده توسط حسین | 1:55 | جمعه 21 تیر1387 •

منقود النقدا

بـــــــــــــــــــه سلام البته فک کنم دومین پست مستقیمی میباشد که در این وبلاگ گذاشته ایم.

 تبریک عرض میکنم به خودم که بار دیگر میهمان خانه های گرم و پر مهر شما میباشم از

 این وبلاگ(ایـــــــــش بدم میاد از این جمله ها فقط میخوام اوق بزنم).

 

حالا بالار رو ول کن اینجا رو بچسب این پسر خاله ی ما یه چند ماهیه یه فکری زده تو اون

 کلش که نمیدونم خداییش خیلی تعجب آوره که اصلا این فکر چطوری به سر مبارک خطور

 کرده واقعا تعجب آوره باید کار کارشناسی بشه که انشالله بعدا انجام خواهیم داد ولی حالا

 نقد کردن چه ربطی به گروه جوان و فرهنگ داره خدا داناتر است. من که میگم روئسای

 گروه ایشون رو بندازن بیرون تا دیگه از این کارهای نا به هنجار انجام نده ولی خوب به هر

 حال امروز افتخاری بنده این طرح عظیم تابستونی رو افتتاح میکنم و این بسی افتخاری

 بزرگ است که با نقد مجری توانا مجری ای که تمام هم غمش فقط شما مردم ایران زمین

 بودید مجری ای که هر چی دخترا چاپلوسی اش رو بکنن کم کردن حالا اعم از عمویی و

 داداشی و اینا که لقب های معروف این مجری بزرگ و دوست داشتنی است که توسط خانوم

 های محترم به ایشون اهدا شده و ایشون کسی نیست جز "سعیید پور محمودی" متولد رشت

 

بچه محل انوشه اینا و نوشین خانوم اینا و اما نقد اونم از نوع منصفانه اش:

 من خودم حدود 1سال و اندی هست که با سعیید پور محمودی آشنا شدم و اتفاقا از هفت ترانه

 هم باهاش آشنا شدم و یک ویژه برنامه ی عید نوروز در اون زمان من یکی از شیفتگان

 سعیید پور محمودی بودم به دلیل اون لفظ بیان و طرز اجرای به خصوصی که داشت و خیلی

 عادی برنامه ها رو میچرخوند.

 

اما ایراداتی که بعد از چندین ماه بر این مجری وارد شد میشه به داد و هوار های بیش از حد

 به جای طرز بیان و صحیح اجرا کردن برنامه ها  و شوخی های زیادی که در طول یک

 برنامه با عوامل پشت شیشه یا به قول معروف اتاق فرمان انجام میداد اشاره کرد.

 

اصولا آرام اجرا کردن برنامه ها در کنترل درست متن تاثیر به سزایی داره و تند و سریع

 برنامه ای رو اجرا کردن باعث میشه که گاهی اوقات وقت زیادی باقی بمونه که اینجا این

 گوینده است که باید با شیوه های بیانی که در اختیار داره بقیه ی وقت اضاف اومده رو پر کنه

 با توجه به ریتم تندی که برنامه ی هفت ترانه در زمان محمد بخشایش داشت سعیید پور

 محمودی نیز خودش رو اینگونه وفق داده بود و بیشتر اوقات با داد و هوار های بی مورد این

 وقت رو پر میکرد که بعضی مواقع باعث لبریز شدن طاقت شنونده در کنار رادیو یا در

 ماشین میشد.

 

بر خلاف هفت ترانه اجرای سعیید پور محمودی در یک سبد ترانه آرامتر انجام میشد اما در

 برنامه های دیگر این مجری همان روال هفت ترانه اجرا میشد.

 

شوخی های بی مورد با عوامل پشت شیشه که شنونده هیچ ارتباطی رو با اون عوامل نداشت

 باعث سردرگمی شنونده ی برنامه ی مورد نظر میشد چون شنونده به غیر از مجری با

 شخص دیگری در ارتباط نیست که اینگونه شوخی ها و صحبت کردم با عوامل و سردبیر در

 برنامه هایی مانند سفید مثل شب و هفت ترانه کاملا احساس میشد که باعث گیج شدن مخاطب

 برنامه میشد و نمیتونست سخنانی رو که ما بین این دو شخص رد و بدل میشد رو درک کنه

 به هیمن دلیل گاهی اوقات شنونده رو سرخورده میکرد به گونه ای که احساس این برنامه

 مخصوص شخص او نیست رو به اون مخاطب القا میکرد.

 

 اطلاعات کافی نداشتن در مورد بعضی مسائل برای یک مجری ممکنه گاهی اوقات

 دردسر ساز بشه سعیید پور محمودی اطلاعات بسیار زیادی رو در مورد موسیقی کسب کرده

 بود و موفقیت یک سبد ترانه و هفت ترانه در این مورد به ایشون بر میگرده اما در سفید مثل

 شب و قرار شبانه(که به مدت یک ماه سعیید پور محمودی اجرای این برنامه رو بر عهده

 داشت) نتونست اجرای قابل قبولی رو از خودش به نمایش بگذاره که این ضعف ازاطلاعات

 از این دست برنامه ها رو در این مجری نشون میده.

 

به هر حال شایستگی های این مجری محبوب قابل ستایش است اما نقد چیزی از منزلت یک

 شخص نمیکاهد بلکه باعث افزایش قدرت و توانایی شخص مورد انتقاد قرار گرفته میشود.

 خوب نقد من کوچولو موچولو بود در من عذر میخوام اگه یه خورده این نوشته ها نوسان داره

 ها این به دلیل دست لرزونم بوده والا من هیچکارم بعد آبجی هاش و برادر زاده هاش

 نریزن رو سر من بدبخت به باد کتک بگیرنمون ها(همون هایی که عمویی داداش بهش لقب

 دادن رو میگم) این پسر خاله پس اینجا چیکاره است؟؟ خواستید جای منم یه کتک درست

 حسابی نثارش کنید ایولا تا این باشه از این طرح های تابستونی نده.

 

یه سوء استفاده هم از فرصت به دست آمده بکنم وبم رو اپ کردم با:

 

شاخ دار ترین دروغ های...جهــــــــــــــان

 

!! نوشته شده توسط حسین | 21:28 | چهارشنبه 12 تیر1387 •

یکی از صفات یاران مهدی...

بسم رب المهدی

یکی از صفات یاران مهدی

خداجويي و توحيد سرلوحه عقايد و خصال یاران مهدی است آنان وجودشان غرق نور است سخن دیگران در نظرشان بی لطف و جاذبه است ایمانی خالصانه در سینه و از شک و تردید به دورند به مرتبه یقین رسیده اند و حقایق را بدون پرده مشاهده می کنند .

از کوتاهی در انجام وظیفه هراس دارند زیرا آن کس که به خدا نزدیک تر است وبه عزت و قدرت بی پایان او بیشتر آگاهی دارد ترسشان از خدا فزون تر است و در انجام وظیفه شکیبا ترند ...

خدا وکیلی کدوم یکی از ماها که ادعای شیعه گری داریم چنین ضفاتی در وجودمون هست...

به قول سید جواد ذاکر:

ادعای دوستی دارم ولی ای وای من

روز شب ها گریه کرد از دست من مولای من

روزها رفت و من از مولای خوبم غافلم

هر کسی را من جا داده ام در دلم

اری تقدیر این دل را با دست خود بنوشته ام

من هزاران بار قلب مولایم را بشکسته ام...

مناجات امام زمان(سید جواد ذاکر)

!! نوشته شده توسط حسین | 20:45 | پنجشنبه 6 تیر1387 •

این پاور کامپیوتر ما هم بد موقعی سوخته ها...

به نام اون کسی که اگه حکم بکنه همه محکومیم

سلام به همه بروبج رادیو جوونی...

بدلیل مشکل سوختگی پاور کامپیوترمون اونم در بدترین موقع ممکنه فعلا کمتر می تونم در خدمتتون باشم اما الان فقط اومدم برنامه های تابستونی ابن وبلاگ رو اعلام کنم:

۱-قرار بود به طور کاملا تخصصی توو این تابستون نقد شبکه رادیویی جوان رو اغاز کنم اما به دلیل شرایط نه چندان خوش رادیو جوان از این کار گذشتیم و بسنده می کنم به نقد گویندگان رادیو جوان گویندگانی مانند:سعید پورمحمودی،فرزاد حسنی،فاطمه صداقتی،بنفشه رافعی،علی ضیاو...(اونایی که با فونت بزرگتر و رنگ جداگونه نوشته شده طبیعتا نقد بزرگترو متفاوت تری هم  نسبت بهشون ارائه می شه)

۲-بنا بر این که ما رو تووی گروه فرهنگ حلقه وب قرار دادند تووی هر اپ جدیدم یک کتاب از کتاب های نویسندگان بزرگ ادبیات جهان معرفی می کنم

۳-هر جمعه یا شب جمعه اپ کوتاه یا بلندی مخصوص امام زمان خواهیم داشت

۴-...بقیشم به مرور خودتون متوجه میشید

نکته:بعضی از نقدها به قلم اقا پیام(صادق)گل گلاب انجام می شه

!! نوشته شده توسط حسین | 20:3 | شنبه 1 تیر1387 •

RSS