| منقود النقدا
بـــــــــــــــــــه سلام البته فک کنم دومین پست مستقیمی میباشد که در این وبلاگ گذاشته ایم.
تبریک عرض میکنم به خودم که بار دیگر میهمان خانه های گرم و پر مهر شما میباشم از
این وبلاگ(ایـــــــــش بدم میاد از این جمله ها فقط میخوام اوق بزنم).
حالا بالار رو ول کن اینجا رو بچسب این پسر خاله ی ما یه چند ماهیه یه فکری زده تو اون
کلش که نمیدونم خداییش خیلی تعجب آوره که اصلا این فکر چطوری به سر مبارک خطور
کرده واقعا تعجب آوره باید کار کارشناسی بشه که انشالله بعدا انجام خواهیم داد ولی حالا
نقد کردن چه ربطی به گروه جوان و فرهنگ داره خدا داناتر است. من که میگم روئسای
گروه ایشون رو بندازن بیرون تا دیگه از این کارهای نا به هنجار انجام نده ولی خوب به هر
حال امروز افتخاری بنده این طرح عظیم تابستونی رو افتتاح میکنم و این بسی افتخاری
بزرگ است که با نقد مجری توانا مجری ای که تمام هم غمش فقط شما مردم ایران زمین
بودید مجری ای که هر چی دخترا چاپلوسی اش رو بکنن کم کردن حالا اعم از عمویی و
داداشی و اینا که لقب های معروف این مجری بزرگ و دوست داشتنی است که توسط خانوم
های محترم به ایشون اهدا شده و ایشون کسی نیست جز "سعیید پور محمودی" متولد رشت
بچه محل انوشه اینا و نوشین خانوم اینا و اما نقد اونم از نوع منصفانه اش:
من خودم حدود 1سال و اندی هست که با سعیید پور محمودی آشنا شدم و اتفاقا از هفت ترانه
هم باهاش آشنا شدم و یک ویژه برنامه ی عید نوروز در اون زمان من یکی از شیفتگان
سعیید پور محمودی بودم به دلیل اون لفظ بیان و طرز اجرای به خصوصی که داشت و خیلی
عادی برنامه ها رو میچرخوند.
اما ایراداتی که بعد از چندین ماه بر این مجری وارد شد میشه به داد و هوار های بیش از حد
به جای طرز بیان و صحیح اجرا کردن برنامه ها و شوخی های زیادی که در طول یک
برنامه با عوامل پشت شیشه یا به قول معروف اتاق فرمان انجام میداد اشاره کرد.
اصولا آرام اجرا کردن برنامه ها در کنترل درست متن تاثیر به سزایی داره و تند و سریع
برنامه ای رو اجرا کردن باعث میشه که گاهی اوقات وقت زیادی باقی بمونه که اینجا این
گوینده است که باید با شیوه های بیانی که در اختیار داره بقیه ی وقت اضاف اومده رو پر کنه
با توجه به ریتم تندی که برنامه ی هفت ترانه در زمان محمد بخشایش داشت سعیید پور
محمودی نیز خودش رو اینگونه وفق داده بود و بیشتر اوقات با داد و هوار های بی مورد این
وقت رو پر میکرد که بعضی مواقع باعث لبریز شدن طاقت شنونده در کنار رادیو یا در
ماشین میشد.
بر خلاف هفت ترانه اجرای سعیید پور محمودی در یک سبد ترانه آرامتر انجام میشد اما در
برنامه های دیگر این مجری همان روال هفت ترانه اجرا میشد.
شوخی های بی مورد با عوامل پشت شیشه که شنونده هیچ ارتباطی رو با اون عوامل نداشت
باعث سردرگمی شنونده ی برنامه ی مورد نظر میشد چون شنونده به غیر از مجری با
شخص دیگری در ارتباط نیست که اینگونه شوخی ها و صحبت کردم با عوامل و سردبیر در
برنامه هایی مانند سفید مثل شب و هفت ترانه کاملا احساس میشد که باعث گیج شدن مخاطب
برنامه میشد و نمیتونست سخنانی رو که ما بین این دو شخص رد و بدل میشد رو درک کنه
به هیمن دلیل گاهی اوقات شنونده رو سرخورده میکرد به گونه ای که احساس این برنامه
مخصوص شخص او نیست رو به اون مخاطب القا میکرد.
اطلاعات کافی نداشتن در مورد بعضی مسائل برای یک مجری ممکنه گاهی اوقات
دردسر ساز بشه سعیید پور محمودی اطلاعات بسیار زیادی رو در مورد موسیقی کسب کرده
بود و موفقیت یک سبد ترانه و هفت ترانه در این مورد به ایشون بر میگرده اما در سفید مثل
شب و قرار شبانه(که به مدت یک ماه سعیید پور محمودی اجرای این برنامه رو بر عهده
داشت) نتونست اجرای قابل قبولی رو از خودش به نمایش بگذاره که این ضعف ازاطلاعات
از این دست برنامه ها رو در این مجری نشون میده.
به هر حال شایستگی های این مجری محبوب قابل ستایش است اما نقد چیزی از منزلت یک
شخص نمیکاهد بلکه باعث افزایش قدرت و توانایی شخص مورد انتقاد قرار گرفته میشود.
خوب نقد من کوچولو موچولو بود در من عذر میخوام اگه یه خورده این نوشته ها نوسان داره
ها این به دلیل دست لرزونم بوده والا من هیچکارم بعد آبجی هاش و برادر زاده هاش
نریزن رو سر من بدبخت به باد کتک بگیرنمون ها(همون هایی که عمویی داداش بهش لقب
دادن رو میگم) این پسر خاله پس اینجا چیکاره است؟؟ خواستید جای منم یه کتک درست
حسابی نثارش کنید ایولا تا این باشه از این طرح های تابستونی نده.
یه سوء استفاده هم از فرصت به دست آمده بکنم وبم رو اپ کردم با:
شاخ دار ترین دروغ های...جهــــــــــــــان
|