تبليغاتX
متفاوت اما دوست داشتنی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خداحافظ همین حالا...
سلام به دوستای گلم

خوبید؟سلامتید؟چه می کنید؟

خوب اولاشهادت امام علی(ع) رو تسلیت عرض می کنم

ثانیا این که جدیدا توو هر وبلاگی که میرم بوی خداحافظی میاد و دم از خداحافظی زدن مثل این که واقعا خداحافظی کردن مدشده جدیداناااااااا

خوب منم می خوام خداحافظی کنم.اشکالـــــــــــــــــــــــــــی داره از نظر شمااااااااا؟؟

اما نه از این خداحافظیایی که بعضیا توو وبلاگشون راه انداختند.

من همچنان هستم و خوبشم هستم اما چند تا خداحافظی می خوام بکنم:

۱-اقایون خانوما دیگه حداقل تا تابستون سال اینده نقد مقد توو کارمون نیست.نه وقتش رو دادم نه حوصلش رو.

تبصره:اقایون خانوما هر کی توو این تابستون از نقدهای من ناراحت شده دلگیر شده(مخصوصا اون نقدی که درباره بازیگران عزیر بود با اون عکس جالب)همین جا و همین الان از همه رسما معذرت خواهی می کنم

۲-گفتم هستم ولی نه اینقدر دیگه.تووی نت فقط پنچشنبه جمعه ها میام البته اگه تعطیل رسمی هم وجود داشت میام.اما در حالت معمولی فقط پنجشنبه جمعه ها توو نتم.اگر کسی هم دوست داشت بیشتر با هم در ارتباط باشیم این کنار همین جایی که نوشته پست الکترونیک ایدی خودمه هر کس من رو اد کنه من هم ادش می کنم.فقط تا پنجشنبه یا جمعه صبر کنه.

۳-سعی می کنم به وبلاگایی که اپشون رو اطلاع رسانی می کنند سر بزنم(البته سعی می کنم،قول نمی دم)

۴-این وبلاگ دیگه کمتر اپ می شه تا تابستون سال اینده همین روال رو داریم(همون کمتر اپ شدن رو می گم).اگه بخوام خیلی زود اپ کنم ماهی یه بار و اگر خیلی دیر بخوام اپ کنم دو ماهی یه بار اپ می کنم

تبصره:ماه رمضون رو استثنا بگیرید چون فکر کنم تا اخر ماه رمضون و عید فطر یه دو سه تا اپ دیگه انجام بدم

۵-بقیه اپ هام هم سعی می کنم در راستای سیاست های گروه فرهنگ حلقه وب باشه(فکر کنم همه اپ هام هم به صورت کپی پیستی انجام بشه)

۶-اون یکی وبلاگم رو بیشتر می اپم.هر هفته(پنجشنبه ها یا جمعه ها) بعد از ماه رمضون اپ می شه خوشحال می شم به اونجا هم :فدک راز نهفته زهرا(س)سر بزنید

۷-.بالاخره این که خداحافظ همین حالا......و هزاران گل دیگر تقدیم دوستای گلم امیدوارم همیشه موفق باشید

|+| نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 31 شهریور1387 و ساعت 12:18 | 
ایا علی(ع)را شناخته ایم؟

چرا علی(ع) تنها است و چرا در ميان ما نيز هنوز تنها است؟

 نگاه علي شريعتي به علي(ع) :

در تاريخ اسلام شايد به اندازه لازم ستايش و تجليل از علي(ع) شده باشد، به طوري که ما بتوانيم کتابخانه هاي بزرگي از اشعار و مقالاتي که در کرامات و مناقب علي(ع) سروده يا نوشته شده و در تجليل از مقام و عظمت او در پيشگاه خدا است ترتيب دهيم، اما اگر خواسته باشيم براي شناختن حقيقت سخنان و نظريات و افکار و اعمال علي(ع) چيزي دانسته باشيم مسلماً منابع تحقيقاتي کمتر يافت شده يا اگر موجود باشد از اعتبار چنداني برخوردار نيست.1400 سال از زمان شهادت علي(ع) مي گذرد اما همچنان کتابي که بتواند اين بزرگمرد تاريخ بشريت را به طبقه دانشجو، دانش آموز، کتابخوان و روشنفکر بشناساند کمتر يافت مي شود. اين مردي که ايمان ملتي را در اين قرن هاي سخت و دشوار به خودش وقف کرده و ملت ما سال هاي فراوان محبت او را به قيمت زندان ها و شکنجه ها در دل خود مشتعل نگه داشته و نسل به نسل به بهاي جان خود به دست ما سپرده است.به راستي مردي که اين همه از او تجليل مي شود و تا اين حد دل ها برايش مي تپد و اين همه عشق ها نثارش مي گردد، کيست؟ ندانستنش درد بزرگي است که گريبان همه طبقات جامعه را گرفته است. حقيقت اين است که قبل از هر شعر، هر ستايش و هر تجليل و بزرگداشتي از علي(ع) و حتي قبل از محبت به اين امام، معرفت و شناخت علي(ع) است که نياز جامعه کنوني ما است.چه اينکه عشق و محبت بي معرفت ارزش ندارد. اين گونه مدح ها و صحبت ها در ميان همه ملت ها نسبت به معبودشان، پيغمبرشان، قهرمانان شان و مقدسات شان وجود دارد، اما هيچ ارزشي ندارد، معرفت و شناخت است که ارزش مي آورد.محبت به علي(ع) اگر او را نشناسيم برابر است با محبت همه ملت هاي ديگر نسبت به هر کسي ديگر. اگر معلوم نباشد که علي(ع) کيست، چه مي گويد و چه مي خواهد، از نظر تاثيرش روي بشر و جامعه و زندگي مساوي است با هر شخصيت و هر مذهب ديگر. از سويي چگونه ممکن است کسي علي(ع) را بشناسد و به او عشق نورزد و او را نستايد. ناگفته پيدا است اين محبت معلول شناختن او و آشنا شدن با زيبايي هاي عظيم يک روح و عظمت و پاکي يک انسان بزرگ است. بي شک محبتي که معلول اين معرفت است نجات بخش است و روح زندگي يک جامعه است.چه دشوار مي بود اگر مي دانستي مردي که 1400 سال پيش نيمه شب ها پنهاني از شهر بيرون مي آمده و در نخلستان هاي حومه تنها مي گريسته و چون فرياد بر سينه اش مي کوفت و در حلقومش گره مي خورد و راه نفس را بر او مي گرفت و از بيم گوش هاي پست سر در حلقوم چاه مي کرد و عقده ها را آزادانه مي گشود و آنگاه دردها را در چاه مي ريخت و آسوده مي شد، سبک مي شد و همچون مرغي که از آشيانش و از ميان جوجه گانش برگردد با چينه دان خالي باز براي دانه چيدن، دانه درد چيدن به شهر ملعون خليفه برمي گشت، چرا تنها است و چرا در ميان ما نيز هنوز تنها است؟

|+| نوشته شده توسط حسین در شنبه 30 شهریور1387 و ساعت 2:18 | 
فــــــــــــــــــــــــــــرزاد حســــــــــــــــــــــــــــــــنی...

به نام خدا

فــــــــــــــــــــــــــــرزاد حســــــــــــــــــــــــــــــــنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

در سلسه نقدهای گویندگان عزیز رادیو جوان گذشتیم و گذشتیم تا به فرزاد حسنی رسیدیم.فرزاد حسنی رو می شه یکی از اعجوبه های این عالم هستی به حساب اورد چون اگر بخوای بگردی و یه امار از کسایی که می شناسنش پیدا کنی حتما می فهمی که اگر کشته مرده هاش رو با دشمنای خون خوارش رو جمع ببندی یه چیزی می شه حدود هفتاد میلیون یعنی به اندازه جمعیت ایران.حالا بگذریم.نقد فرزاد حسنی رو می خواستم خیلی زودتر از این بنویسم اما همون اوایل تابستون اتفاقاتی افتاد که این نقد به تاخیر بیافته.اما چه روزی خوش یمن تر از روز تولدش برا نقدر کردنش.امروز یعنی روز ۲۱ شهریور سال ۱۳۸۷ این اقا فرزاد ۳۱ سال تمام می شه که از همین جا به سهم خودم تولدش رو تبریک می گم.فقط من یه توضیح بدم درباره نقد فرزاد حسنی که درسته که این نقد در دنبال سری نقدهای گویندگان رادیو جوان انجام می گیره اما در مورد ایشون یک نقد کلی رو خواهیم داشت و به عملکرد ایشون در تلوزیون خواهم پرداخت و اما بریم سر اصل مطلب:

ببینید از نظر من کلا دونگاه به عملکرد فرزاد حسنی در فضای فعلی کشور وجود داره اول این دو نگاه رو براتون می گم و توضیح می دم بعد نقد خودم رو بیان می کنم

نگاه اول:ببینید فرزاد حسنی چه خوشمون بیاد ازش چه بدمون بیاد باید جزء سرمایه های این رسانه در حال حاضر فقیر کشورمون حساب کرد.فرزاد حسنی با اومدنش تووی کوله پشتی و اجرای بسیار متفاوت خود نسبت به بقیه مجریان تلوزیون(البته در ان زمان)باعث جذب بسیاری از جوانان به سمت خود شد.برای اولین بار شاهد این بودیم که کسی با یک قیافه و تیپ کاملا جوون پسند از خدا و پیغمبر و دین با اطلاعات بالا صحبت می کنه تا جایی که تونست یک شبی به عنوان شب لیله الرغائب رو در بین مردم جا بیندازه که به جرا می شه گفت این شب و اعمال این شب یکی از اموزه های فراموش شده شیعه بود که توسط کوله پشتی و فرزاد حسنی احیا شد.همچنین با ادبیات بسیار متفاوتی که فرزاد حسنی نسبت به بقیه مجریان تلوزون به مظهر نمایش گذاشت باز هم باعث جذب و رضایت مخاطبین شد اون هم مخاطبین از نوع جوون و نوجوونش.ادبیاتی که تا به حالا بین هیچ کدوم از مجریان تلوزون(البته در ان زمان)سابقه نداشت.همچنین در رادیو با برنامه بسیار موفق هفت شنبه باعث شد بیشتر توو دل جوونا راه پیدا کنه اینقدر که وقتی اومد یک برنامه کمی تخصصی قران رو هم اجرا کرد همه پسندیدنش و تا وقتی این برنامه در رادیو جوان ادامه داشت جزء برنامه های پر مخاطب رادیو جوان بود.این یک نگاهی بود که قشری از جامعه به فرزاد حسنی داشت اما

نگاه دوم:فرزاد حسنی با اجرای بسیار بد خودش و اخلاق های دخترونش و ابروهای برداشتش و ادبیات کاملا بی ادبانه خودش و همین طور غیر اسلامیش باعث شده که علنا تووی کشور اسلامی یک نگاه غربی و یک قیافه غربی و یک اجرای کاملا غربی در کشورمون ترویج بشه و وقتی هم که کارهای غلطش به اوج می رسه برای پوشش این کارهای غلط از دین و خدا و پیغمبر صحبت می کنه تا اون کارهاش کمی پوشیده بشه و به چشم نیاد. و یا این که  با کارهای غلطش باعث شده بعضی ها توهم به سرشون بزنه و فکر کنند که اتفاق خاصی افتاده و یا مثلا ایشون با هیاهو فکر می کنند که خلی محبوبه.این که چهار تا دختر واسه یه شخص وبلاگ بزنند و توو وبلاگشون قربون صدقه اون شخص بشند دلیل محبوبیت ایشون نیست بلکه دلیل بر همه کارهای بدی هست که متاسفانه رسانه مثلا ملی هم با اشتباه گرفتن لوس بازی و مسخره بازی به جای تحول در اجرا اون رو ترویج داد.این اشتباهات کار رو به جایی رسوند که رادیویی موسوم به رادیو جوان سوزن ونخ یک برنامه قرانی رو به یک فرد ناصالح داد تا اون هم با قزائت اشتباهش و تفسر بعضا غلطش تصویری غلط رو از کتاب اسمانی مسلمانان به نمایش بگذاره.این هم یک نگاه بود به فرزاد حسنی و عملکردش که بعضا بدون غرض ورزی و بعضا با غرض ورزی هر چه تمام تر انجام می گیره.

اما اما اما نگاه من به عنوان نویسنده وبلاگ این هست که: فرزاد حسنی تحولی رو در اجرا ایجاد کرد که خیلی از مجریان پر مدعای تلوزیون هنوزم که هنوزه نتونستند این تحول رو انجام بدند یا شروع به تقلید محض از این نوع اجرا کردند(که این هم به نوع خودش غلط هست)و این کار فرزاد حسنی بسیار ارزشمند هست و باعث شده که خیلی ها دست از رسانه های خارجی بردارند و یه نگاهی به این تلوزون و رادیویی فعلی خودمون هم بکنند.اما باید توجه داشت که در این تحول دچار اشتباه نشیم،اشتباهی که گاه گاهی توسط فرزاد حسنی انجام می شد.این که یک مجری خیلی با مطالعه باشه و از هر رشته ای یک سر رشته داشته باشه و سر تک تک حرفای مهمون با مهمون سر و کله بزنه و بعضی وقت ها هم مچ گیری بکنه خیلی خوبه و باعث جذب مخاطب و رضایتش می شه اما این چیزایی رو که گفتم نباید تبدیل به گیر دادن بشه و بعضا با تحقیر مهمون همراه بشه.اشکالی که به فرزاد حسنی وارد هست اینه که گاهی اوقات با مهمونش به صورت سوال و جواب رفتار نمی کرد بلکه مهمونش رو محاکمه می کرد مثل این که ایشون دادستان باشه و مهمونش متهم.خوب یادمه که توو یکی از برنامه های کوله پشتی۱ اینقدر از این نوع رفتار خسته شده بود که قبل از این که برنامه تموم بشه خداحافظی کرد و رفت.و یا در مورد تحقیر کردن مهمون یه بار توو برنامه جزر و مد(همون اولاش که فرزاد حسنی حضور داشت)یه زوج قمی رو اورده بودند بعد اقای مهمون گفت که شما نمی تونی با قمیا در بیافتی همین یه کلمه مهمون باعث یک خنده ای که شبیه تمسخر کردن مهمون بود انجام شد و از اون موقع تااااااااااا اخر برنامه تیکه های فرزاد حسنی بود که بار این مهمون شد و با سر به زیری و خنده مهمون جواب داده می شد.انصافا این تحقیر مهمون نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟الته این نباید باعث بشه که فکر کنیم فرزاد حسنی همیشه اینطور بوده و همیشه توو برنامه هاش به مهموناش گیر میداده و باعث تحقیر مهمونش می شده بلکه در بسیاری از موارد برنامه با یک بحث کاملا منطقی اروم و جذاب به پایان می رسید به خاطر همینم هست که می گم فرزاد حسنی اولین کسی بود که تحول در اجرا رو(البته در ایران)تجربه کرد و اون رو به دیگران هم انتقال داد.و مطمئن باشید فرزاد حسنی یکی از سرمایه های غنی این رسانه فقیر هست(کاش قدرش رو می دونستند).اما انتقاد دیگه ای که به فرزاد حسنی وارد هست حضور ایشون در برنامه قرانی تسنیم به عنوان نقش اصلی این برنامه هست.برنامه ای که به نظر من باید از وجود یک کارشناس دینی به صورت مستقل استفاده می کرد و به جای این که فرزاد حسنی ایات رو توضیح بده اون کارشناس دینی ایات رو توضیح می داد و فرزاد حسنی هم در کنار یک کارشناس به طرح سوال هایی که در ذهن مخاطب جوان خودش بپردازه البته با کمک جوون های شنونده این برنامه.در این صورت هم برنامه با حضور فرزاد حسنی پر مخاطب باقی می موند هم ایات با بار غنایی بیشتری به مردم منتقل می شد.این وسط کسایی اومدند گفتند که اقا فرزاد حسنی از صدتا اخوند بهتر توضیح می ده واسه جوونا من چند تا سوال دارم از این گروه از دوستان:۱-شما چندبار سر تفسیر ایت الله مکارم نشستید که همچین حرفی می زنید؟۲-اصلا اقای مکارم رو بی خیال، نمونه پایین ترش رو مثال می زنم شما چند بار سر تفسیر حجت الاسلام والمسلمین قرائتی نشستید که چنین حرفی می زنید؟۳-ایا کسی مثل فرزاد حسنی با سطح سواد کم حوزوی صلاحیت این کارر و داره که در سطح رسانه ملی ایات قران رو توضیح بده؟انصافا یه بار بهتون پیشنهاد می کنم که یک بار فقط و فقط هم یک بار از تلوزیون برنامه درس هایی از قران رو ببینید تا بفهمید که چقدر ایشون قران رو ساده و روان توضیح می ده و بیان می کنه و چقدر این قران رو ربط می ده به زندگی روز مره انسان ها و مشکلات عدیده مردم.من نمی خوام منکر خوبی های فرزاد حسنی بشم،فرزاد حسنی خیلی با مطالعه و خیلی باسواد هست اما قران هم چیز کمی نیست که بخواد توسط ایشون تووی رسانه ملی واسه مردم توضیح داده بشه.اگر حتی یک ایه و فقط یک ایه بد توضیح داده بشه(نمی گم غلط توضیح داده بشه می گم بد توضیح داده بشه)چه طور ایشون بدفهمی یک شخص از ایه قران که توسط توضیح بد ایشون صورت گرفته رو می خواند در فردای قیامت جواب پس بدند؟؟؟؟؟؟همین

ببخشید که طولانی شد تا بعد

خداحافظ همین حالا...

|+| نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه 21 شهریور1387 و ساعت 18:47 | 
باز رمضان امد و باز ما...

جویند همه هلال و من ابرویت

گیرند همه روزه و من گیسویت

از جمله این دوازده ماه تمام

یک ماه مبارک است و ان هم رویت

|+| نوشته شده توسط حسین در سه شنبه 12 شهریور1387 و ساعت 2:22 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar