تبليغاتX
متفاوت اما دوست داشتنی

چهل دلیل برای نه گفتن به احمدی نژاد

چهل دلیل برای نه گفتن به احمدی نژاد

1. نداشتن نگاه كلان و سيستميك در عرصه مديريت دولت دولت نهم ظاهراً ظرفيت و كشش كنش در مقياس كلاني چون اداره كشور را نداشت. استفاده از مكانيزم سعي و خطا در تخصيص منابع مالي كشور يكي از مهم‌ترين نشانه‌هاي اين قضيه به حساب مي‌آيد. تلاش برای حل مشکلات مردم به صورت فردی و جزئی نتیجه‌ای جز اتلاف منابع عمومی نداشت و باعث گردید تا مشکلات به صورت اساسی و پایه‌ای حل نشود.

2.
عدم ثبات در مديريت‌ها
به عنوان يك اصل پذيرفته شده در تمام دنيا، استانداردي از ثبات در حوزه مسئولين و مديران وجود دارد و تغيير مديران بر مبناي اصول مشخصي صورت مي‌پذيرد. در دولت نهم بدون معيارهاي روشن و صرفاً بر اساس ميزان سرسپردگي به قدرت مركزي و تمكين از آن، مديران منصوب يا معزول مي‌گشتند. موضوع وقتي بغرنج‌تر مي‌شود كه برخي مديران پس از حرف و حديث فراوان از پستي معزول و مدتي بعد در پستي ديگر منصوب مي‌گشتند. عزل‌هاي متعدد مديران عالي‌رتبه در وزارت‌خانه‌ها و بانك‌ها و ... يكي از مهم‌ترين نشانه‌هاي اين امر است كه نتيجه‌اي جز ايجاد عدم اطمينان در ميان مديران و فعالان امور ندارد. تغيير كاميوني مديران كارآزموده صنعت و تجارت غيرهمسو با رويكردي يكسره سياسي و جايگزيني افراد جوياي نام در مديريت بالا تقريباً به رويه‌اي غالب در دولت نهم تبديل شده است.

3. سياست خارجي آشفته، بدون برنامه و ماجراجو
بسياري از كنش‌هاي دولت نهم در عرصه سياست خارجي ماهيتي "نمايشي" و صرفاً با هدف "مصرف داخلي" صورت پذيرفت. انحراف در برداشت از انقلاب، به مفهوم بازتوليد آنارشيسم و بر هم ريختن نظم عمومي در مقابل ديدگاه آرامش‌طلب و اصلاحي خسارت‌هاي دير جبران‌پذيري را در عرصه منطقه‌اي و جهاني بر جاي گذاشته است. در رویکرد معطوف به نتیجه نیز می‌توان آثار تخریب‌های دیرگذر را در عرصه سیاست خارجی مشاهده کرد. عمق این فجایع تا حدی است که احتمالاً تا مدت‌ها مهندسین جایگزین و جدید سیاست خارجی را با مشکلات عدیده برای برگرداندن اوضاع به وضع سابق (و نه پیشرفت!!) روبرو خواهد ساخت.

4. عوام‌فريبي
عوام‌فريبي در كشورهايي كه سياست مدرن را تجربه كرده‌اند عموماً بسيار كمرنگ صورت مي‌پذيرد. در جوامعي كه سياست در آنها مانند بسياري حوزه‌هاي ديگر حالت توده‌وار خود را حفظ كرده است امكان سوار شدن بر روي اموجا احساسات پاك مردم و سپس سوء استفاده از آن ميسر است چرا كه كانالي براي هدايت اين احساسات در مسير حرفه‌اي وجود ندارد و اين مسأله‌اي است كه در دولت نهم بيش از هر زمان ديگري پس از انقلاب اسلامي مورد استفاده قرار گرفته است.


5.
مشورت‌ناپذيري و عدم التزام به خرد جمعي
خودرأيي يكي از آفت‌هاي مبنايي دكتر محمود احمدي‌نژاد به شمار مي‌رود. ظاهراً ايشان خود را در تمام زمينه‌ها اعم از اقتصاد، سياست، جامعه‌شناسي، هنر، ورزش و ... صاحب‌نظر مي‌دانند و احساس نيازي به نظرات كارشناسي هيچ موافق و مخالفي جز حلقه محدود اطرافيان خود ندارند. همين عدم تمكين از خرد جمعي باعث تبديل فرصت‌ها به تهديد و برجسته گشتن نقاط ضعف كشور و آسيب‌پذيري در مقابل بيگانگان شده است.

6. تشديد و تقويت نيروهاي گريز از مركز ميان فعالين سياسي - اجتماعي
ايجاد شكاف‌هاي كينه‌ورزانه و اساسي ميان فعالان سياسي در هر جامعه‌اي يكي از خطرناك‌ترين عوامل تهديد منافع ملي و ناكارآمدي سياسي محسوب مي‌شود. آقاي احمدي‌نژاد با ايجاد يك جبهه حداكثري از مخالفان و متهم كردن آنان به ناكارآمدي و فساد اقتصادي و سياسي عملاً حكومت را در معرض بي‌اعتمادي مردم قرار داد و فعالين را بيش از پيش از رسيدن به راه حل‌هاي حرفه‌اي در سياست دور ساخت.

7. به چالش كشيدن مباني اساسي نظام جمهوري اسلامي از جمله در مسأله جمهوريت (و دموكراسي)
محمود احمدي‌نژاد با طرح اين شعار كه مردم از شنيدن نام دموكراسي حالت تهوع مي‌گيرند و نيز با بسياري از عملكردهاي ديگر خود عملاً ركن جمهوريت و رجوع به آراء مردمي را مورد هجمه‌اي تمام‌عيار قرار داد تا بيش از پيش نگراني مردم و فعالين سياسي از گروه‌هاي مختلف را برانگيخته باشد. اين رويكرد خطرناك در تعارض واضح با آرمان‌هاي حضرت امام(ره) و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي در درازمدت مي‌تواند موجبات از بين رفتن تعادل سياسي را در ساختار نظام جمهوري اسلامي فراهم آورد.
8. تمركز بيشتر قدرت در فرم فردي و عدم التزام به پخش قدرت
دولت نهم بر خلاف شعارهاي خود بيش از هر دولت ديگري قدرت سياسي را در خود(و شايد در خود رييس جمهور) متمركز كرد تا عدم التزام خود به جمهوريت نظام و حاكميت مردم را نشان دهد. اين رويكرد كه امروزه يكي از منابع فساد سياسي محسوب مي‌شود يكي از دلايل اصلي مقابله با حكمراني خوب و انحصارگرايي متمركز به شمار مي‌رود.

9. عدم ارائه آمار دقيق و شفاف از عملكرد اقتصادي دولت پس از سال 85
كمترين انتظاري كه از دولت نهم كه سال 84 شعار شفافيت را در گوش همگان فرياد مي‌كرد ارائه آمار روشن از عملكرد خويش خاصه در زماني كه قيمت نفت و درآمد آن به صورت رؤيايي افزايش يافت، بود. اما عملاً از سال 85 به بعد چنين آمارهايي اعلام نشد تا شبهه‌ها بيشتر از قبل دامن گير دولت نهم گردد. این‌گونه است که با وقاحت هر چه تمام‌تر سرنشینان دولت نهم منتقدان خود را به خاطر تخمین میزان درآمدها، میزان کسری بودجه و ... به باد ناسزا می‌گیرند. شاید این معنی جدیدی در شفافیت حکومتی است که از برکات دولت نهم محسوب می‌گردد.

10. انحلال اركان مديريت كشور از جمله سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور
سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كه سابقه‌اي طولاني در مديريت مالي كشور دارد مانند بسياري نهادهاي ديگر در دولت نهم، به صورت يك شبه توسط رييس جمهور منحل شد تا نگراني‌ها و انتقادات بسياري از مديران و اقتصاددانان را برانگيزد. دليل اين عمل از سوي رييس جمهور بروكراسي مزاحم و ناكارآمدي اين سازمان عنوان شد تا بودجه به صورت مستقيم در اختيار استانداران قرار گيرد. شكستن مانيتور جريان نقدينگي كشور در حالي صورت پذيرفت كه در حال حاضر و به گزارش سازمان بازرسي كشور انحراف‌هاي مالي بسياري در گزارش‌هاي تفريغ بودجه سال‌هاي 85،86 و 87 ديده مي شود. ناپديد شدن بيش از 1000 ميليارد تومان تنها در يكي از سال ها و نيز كسري بودجه شديدي كه براي امسال پيش بيني مي شود از تبعات اين اقدام كم سابقه آقاي رييس جمهور به حساب مي‌آيد. جالب‌تر اينجاست كه ايشان اخيراً اين كار را از اهداف شهيد رجايي مي خواند تا دوباره از وجهه اين بزرگوار سوء استفاده كرده باشد.

11. تعليق يا انحلال حدود 18 شوراي عالي تصميم‌گيري در كشور از جمله شوراي پول و اعتبار، شوراي عالي اقتصاد
عطف به مورد قبل بسياري از مراجع تصميم‌گيري مديريت كشور به سرنوشت سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور دچار شد تا همه تصميمات به صورت يك شبه و بر اساس تمايلات و منويات يك‌نفره صورت پذيرد. دليل اين تصميم نداشتن وقت از سوي رييس جمهور براي شركت در جلسات اين شوراها اعلام شد اما سؤالي كه اكنون مطرح مي‌شود اينجاست كه چطور جناب رييس جمهور فرصت سفر استان به استان و ديدار چهره به چهره با مردم آنجا را دارد اما فرصت شركت در جلسات تصميم‌گيري كلان مملكت را ندارد؟! اما واقعيت حاكي از آن است كه آقاي احمدي‌نژاد هيچ گونه قيد و بند الزام‌آوري از مديريت جمعي را نمي‌پذيرد و تك روي در تصميم‌گيري‌ها براي ايشان به يك رويه منجر گشته است. ظاهراً ايشان مديريت جامعه را با اداره يك سازمان كوچك اشتباه گرفته است.
12. تبديل فرصت‌هاي تاريخي و طلايي ايجاد شده براي ملت ايران به تهديدهاي اساسي
قيمت افسانه‌ای نفت و درآمد سرشار آن در 4 سال گذشته، تصويب و ابلاغ اصلاحيه اصل 44 قانون اساسي و باز شدن دست دولت در امر خصوصي‌سازي، زمين‌گير شدن نيروها و كشورهاي متخاصم ايران در منطقه، از بين رفتن تهديدگرهاي همسايه مانند طالبان و صدام و مواردي از اين دست همگي فرصت‌هاي تاريخي در مقابل ملت ايران بودند كه از دل آنها تورم 25 درصدي، افزيش حجم دولت و شبهه خصوصي‌سازي، تصويب 4 قطعنامه عليه ايران در شوراي امنيت، تصويب دو قطعنامه در شوراي عمومي و نشست ژنو در تأييد هولوكاست بر خلاف نظر ايران و سيل عمليات‌هاي تروريستي در مرزهاي ايران خارج گشت.
13. تشديد فقر، گسترش فساد و تعميق تبعيض بر اثر عملكرد نامطلوب دولت نهم
رشد سرمايه‌گذاري طي سالهاي 83 تا 85 از 9.79% به 0.5% در حال حاضر كاهش پيدا كرده است. رشد سرمايه‌گذاري در صنعت از 12.5% در زمان اصلاحات به 2.2% در حال حاضر كاهش پيدا كرد. تا سال 84 حدود 10% از مردم زير خط نسبي فقر بودند و در سال 86 اين عدد به 21% رسيده است. جمعيت زير خط مطلق فقر نيز در طي سال‌هاي 83، 85 و 86 به ترتيب 2%، 5% و 7% را تشكيل مي‌دهند. بنا بر اين طبق آمار در چهار سال گذشته هر سال دو درصد به تعداد فقيران ايران افزوده شده است. در رشد فساد دولتي از رده 84 به رده 121 جهان سقوط كرده‌ايم، به عبارت ديگر و با وجود اينكه اسامي مفسدين اقتصادي در جيب كت جناب رييس جمهور قرار داشت فساد سيستماتيك و دولتي افزايش داده شد. ضريب جيني نيز كه شاخص تبعيض اقتصادي است در اين سال‌ها با افزايش روبرو است. حال سؤال اينجاست كه مگر دولت نهم با شعار فقر، فساد و تبعيض به پا نخواست؟ عملكرد فوق‌العاده ضعيف و ناكارآمدي دولت نهم عملاً دلايل وجودي آمدن خود به صحنه را تشديد كرده است.
14. تحديد ركن عقلانيت در كنش‌ها
بسياري از كنش‌هاي دولت نهم تنها در سخنراني و نمايش خلاصه شد. با اين وصف و بدون داشتن استراتژي ركن كنش عقلاني در كاملاً به محاق تعطيلي كشيده شد. كنش‌هايي كه بسيار دوست داشتند كه ايدئولوژيك وانمود گردد تا از بار سرزنش‌هايي كه به واسطه غير عقلاني بودن آنها نثار دولت مي‌شد، كاسته شود اما در واقع اين كنش‌ها هيچ ارتباطي به اعتقادات اسلامي و ايدئولوژي انقلاب اسلامي نداشت؛ چه اينكه يكي از شاخص‌هاي انقلاب اسلامي همين كنش بر مبناي عقلانيت بود و اين مسأله در جاي جاي آن ديده می‌شود.
15. تشديد پديده فرار مغزها علي‌الخصوص دانشجويان نخبه به كشورهاي ديگر
بسياري از نخبگان كشورمان كه در فضاي تيره و تار ترسيم شده به واسطه رفتارهاي غير قابل توجيه دولت قرار گرفته بودند؛ عطاي ماندن در كشور را به لقاي آن بخشيدند و براي ادامه تحصيل يا كار در كشورهاي ديگر از كشور خارج شدند. بحث اصلي اينجاست كه تا چه اندازه مي‌توان اين خروج‌ها و بازنگشتن‌ها را توجيه كرد؟ آيا بضاعت و توان نسل ايراني براي تربيت و استفاده از نخبگان و فرزندان خود نامحدود است؟

16. بدعت‌گذاري در استفاده از روش‌هاي غيرمتعارف مانند پخش نقدينگي و كالا در سطح وسيع براي جلب آراء
شاید در برخی حوزه‌های انتخابیه مجلس شنیده می‌شد که قبل از این به دلیل امکان منطقه‌ای متأسفانه عده‌ای از کاندیداها برای جلب آراء مردم به پخش اقلام مادی و غیرمادی در میان روستاها و ... رو می‌آورده‌اند. چه این‌که با دادن وعده و وعید به سران اقوام نیز برخی از اثرگذاری‌ها را پیگیری می‌نمودند. اما در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری شنیده‌ها از یک بدعت نامیمون و عجیب در سطح کشور و جهت انتخابات ریاست جمهوری دهم حکایت می‌کند. آنجا که همان روش‌های غیراخلاقی و نامتعارف قانونی توسط ستاد آقای احمدی‌نژاد انجام می‌شود که اگر این رویه در چنین سطحی ادامه پیدا کند در سال‌های آینده افراد از هیچ حربه‌ای برای دستیابی به قدرت در مبارزات انتخاباتی رویگردان نخواهند بود به میزان زیادی سلامت مبارزاتی انتخابات‌ها در سطح کلان زیر سؤال خواهد رفت.
17. استفاده از نيروهاي غيرمتخصص در مناصب غيرمرتبط
در دولت نهم صرفاً به دلیل استفاده از نیروهای جوان حامی رییس جمهور و با شعار میدان دادن به جوانان یکی از تجربه‌های غیرمعمول که در هیچ کجای جهان سابقه نداشته است انجام شد؛ چه اینکه دنیای مدیریت با جوانگرایی تقابل ندارد اما از اینکه ایشان پله‌های آبدیده شدن و ترقی را بدون مراحل طبیعی خود طی کنند نتیجه‌ای جز از بین رفتن امکانات عمومی حاصل نمی‌شود. مسأله به همین مورد ختم نمی‌شود چه این‌که بسیاری از افراد با سن و سال‌های بالاتر نیز که تخصص و تجربه کارهای کلان را نداشتند با استدلال نمایشی شکستن قفل‌های مدیریتی و باز کردن آن‌ها به روی همگان و درآوردشان از انحصار یک عده محدود وارد حوزه مدیریت کلان شدند که امروز و پس از گذشت چهار سال ناتوانی شدید آن‌ها در مسائل اجرایی کشور محرز گشته؛ ضمن این‌که اقدام مؤثری نیز از سوی رییس جمهور برای جبران معضلات خودساخته دیده نمی‌شود که لزوماً هزینه این بی‌برنامگی‌ها و لجبازی‌های دولت بر گرده مردم تحمیل و از جیب آنان تأمین خواهد شد.
18. انتصاب مسئوليني با سوابق غير شفاف مانند كردان، محصولي و مشايي كه با رفتار غير معقول خود موجبات وهن نظام را فراهم آورده‌اند
یکی از دغدغه‌های انقلابیون ایران استفاده از مسئولان پاک‌دست و سلیم‌النفس در مناصب اجرایی ملت بود. متأسفانه در دولت نهم به صورت یکباره قبح بسیاری از این مسائل شکست و حضور متعدد افرادی با مختصات کاملاً متفاوت با رویکرد ارزشی و انقلابی در دولت و دفاع جانانه آقای احمدی‌نژاد تا آخرین مراحل (حتی پس از آنکه از بسیاری از تخلفات آنها مطلع می‌گشت) نشانه‌ای از عدم خواست دولت بر استفاده از نیروهای متعهد بر خلاف تمام شعارهای رنگارنگی که سر داده شد، دارد. این اتفاقات نتیجه‌ای جز از بین رفتن آبروی نظام اسلامی نداشت.
19. سياسي كردن همه چيز از جمله ورزش كشور و بالطبع گرفتن نتايج بسيار ضعيف در رشته‌هاي مختلف ورزشي
یکی از حوزه‌هایی که در سال‌های اخیر مورد هجمه سیاسی کاری دولت نهم قرار گرفته است ورزش کشور است. گرفتن نتایج بسیار ضعیف یکی از نتایج طبیعی نداشتن رویکرد اصولی و علمی در مدیریت ورزش کشور است. این حوزه نیز مانند حوزه‌های دیگر تحت عزل و نصب‌های سیاسی روزگار پریشانی را سپری می‌کند و در برخی رشته‌ها موجبات جریحه‌دار شدن غرور ملی را فراهم آورده است.
20. عدم تخصيص بهينه درآمدهای نفتی
دولت نهم عملاً با نداشتن برنامه و با بهانه تحریم‌هایی که علیه ایران وجود داشته است و البته بخش عمده‌ای از آن محصول عملکرد غیرمنطقی خود دولت در عرصه جهانی است با بر باد دادن حدود 300 ميليارد دلار درآمد سرشار نفتي دولت و تبديل بخش عمده‌اي از آن به تورم به رغم وعده دولت در آوردن نفت بر سر سفره‌هاي مردم یک فرصت تاریخی برای توسعه ایران را از بین برد. بدین صورت است که دولت با وجودی که حقوق معوقه معلمان؛ کارگران و ... را در سیاهه خود دارد به پرداخت کمک به مردمی که در سفرهای استانی به استقبال آقای احمدی‌نژاد می‌آیند می‌پردازد.


بقیش رو در ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حسین | 13:3 | چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 •

کم رنگ شدن فعالیت گشت های ارشاد

این روزها فعالیت گشت های ارشاد در تهران به شدت کم رنگ شده است.

 دیگه نه صحنه سرشاخ شدن مامور نیروی انتظامی با دختر بد حجاب جهت ارشاد کردنش! رو می تونیم ببینیم. دانلود 

نه صحنه کشانده شدن دختر بدحجاب روی زمین  دانلود

نه صحنه لگد زدن به شکم ناموس مردم برای دستگیر کردنش دانلود

نه صحنه آتش زدن موی پسری با فندک  دانلود

جای بسی خوشحالی است که رییس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد در آخرین روزهای دوره اول ریاست جمهوریش به همگان ثابت کرد که مشکل کشور ما موی جوانان نیست دانلود

چندی پیش مهندس موسوی طی اظهار نظری بیان داشت که حتی اگر تمام خیابان ها هم گشت ارشاد شود مشکلی حل نخواهد شد....

منبع:کلیپ موبایل و عکس امید20

!! نوشته شده توسط حسین | 17:46 | دوشنبه 28 اردیبهشت1388 •

آيت‌الله العظمي بهجت به ملكوت اعلي پيوست

آيت‌الله العظمي بهجت به ملكوت اعلي پيوست

آیت الله العظمی بهجت، مرجع عالیقدر تشیع به دیار حق شتافت.

به گزارش خبرنگار تابناک این مرجع تقلید که سرسلسله عارفان و معلمان اخلاق به شمار می رفت، عصر امروز در بیمارستان ولی عصر قم به ملکوت اعلی پیوست.

تابناک این مصیبت بزرگ را به علاقمندان علم و معنویت تسلیت عرض می کند.

زندگینامه آن مرحوم
آية الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .

تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى ‏گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.

افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينة‏البحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و دركربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مى‏شنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افكند .

در قم از محضر آيات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمين كوه كمره‏اى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.

محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.

تاليفات معظم ، عبارتند از :
يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و...

!! نوشته شده توسط حسین | 18:29 | یکشنبه 27 اردیبهشت1388 •

توضیحاتی...

به نام خدایی که اگه حکم بکنه همه محکومیم

سلام

دیدید که وبلاگ من کمی تا قسمت زیادی سیاسی شده اما بعد از جلسات متعدد زیاد و همچنین بررسی های کارشناس که شد و همچنین بنابر توصیه دوستان از همین الان دوباره بر می گردیم به حالت اولیه اقا وبلاگ ما سیاسی نبوده الانم نمی خوام باشه البته موضع سیاسی داریم و روی اون هم پافشاری می کنیم فکر کنم هم که فهمیدید موضع سیاسی من چیه اما کاری که می خوام بکنم این هست که این موضع رو به فضای مجازی وارد نکنم.فقط پیوند های روزانه به فعالیت خودشون کما فی السابق ادامه میده و همچنین این لوگوی حمایتی هم تا روز انتخابات اینجا هست اما دیگه مطالب سیاسی تووی وبلاگ من مشاهده نخواهید کرد.از همین الان هم شروع می کنم به تغییر دادن این وضعیت موجود و یک داستان کوتاه رو میذارم واستون امیدوارم لذت ببرید

 پیرمرد سالخورده ای با پسر و عروس خود زندگی می کرد. آن ها با پدر سالخورده خود ناسازگار بودند، تا اینکه روزی ظرف غذا از دست لرزان پیرمرد سالخورده به زمین افتاده و چند لک کوچک روی لباس عروس و شلوار فرزند مغرورش افتاد. ناگهان هر دو خروشیده و به یک باره از پدر کناره گیری کردند. از آن پس هنگام صرف غذا پیرمرد را در سفره ای جداگانه در گوشه اتاق می نشاندند و خود برسر میز غذا می نشستند. پیداست که این حرکت برای یک پدر علاقه مند به فرزند تا چه اندازه ناگوار و تحمل آن دشوار بود، اما برای رضایت خاطر پسر و عروسش هیچ نمی گفت و در کاسه چوبین مخصوص خود غذا می خورد و بچه هایش را دعا می کرد. یکی از نوه های شیرین زبان و باهوش پیرمرد، روزی از پدر جوان و بی عاطفه خود پرسید: «چرا چند روزی است سفره غذای پدر بزرگ را جدا کرده اید و صندلی او را در سر میز خالی می گذارید؟!» پدر گفت: «بخاطر اینکه پدربزرگ پیر و کثیف شده!» کودک با تعجب بسیار گفت: «همین؟!» پدر پاسخ داد: «آری.» چند روز گذشت. روزی به هنگام خوردن غذا، کودک را صدا زدند که برسر میز حاضر شود. کودک گفت: «الان می آیم.» دقایقی طول کشید، پدر و مادر گفتند: «پس چرا نمی آیی؟» کودک گفت: «مشغول هستم.» پدر و مادر تاکید کردند که; غذایت سرد می شود زودتر بیا. باز هم طفل نیامد. بالاخره به تندی و عتاب گفتند: «پس چرا نمی آیی؟» کودک گفت: «دارم کاسه می سازم، صبر کنید تا تمام شود، بعد می آیم.» پدر و مادر با تعجب گفتند: «کاسه برای چی؟! »کودک پاسخ داد: «مثل همان کاسه که شما برای پدر بزرگ ساختید، من هم دارم برای شما می سازم تا هر وقت به سن پدربزرگ رسیدید و پیر و کثیف شدید، سفره غذای شما را جدا کنم و در آن کاسه به شما غذا بدهم! »

اقا این داستان هم مال خودم نیست واسم میل شده
یا علی...

پ.ن:اقا باور کن این دیگه اخرین چیزی که در مورد سیاست میذارم توو وبلاگم اخه حیفم اومد نذارم پس اول بذار قضیه این عکسی که می خوام بذارم واستون براتون تعریف کنم اقا ما دیروز نائب الزیاره همه نمایشگاه کتاب بودیم من تازه اول راه بودم تازه رسیده بودم به نشر اسناد امام که دیدیم به به مهندس موسوی هم از راه رسیدند ما هم از فرصت استفاده یا سو استفاده کردیم از ایشون چند تا عکس گرفتیم که البته به دلیل ازداحم جمعیت بیشتر از پنج تا عکس نتونستم بگیرم البته چون من نزدیک ایشون بودم ایشون با من یه سلام علیک مختصری داشتند من هم از همون لحظه ای که به من سلام دادند عکس گرفتم و بعد هم یه سلام علیک مختصری که بین ما رد و بدل شد همین. چقدر حرف زدم؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!حالا عکس رو ببینید.البته عکس رو کمی کوچیک کردم تا قالب خراب نشه
 

پ.ن:با توجه به نظر دوستان مبنی بر این که این وبلاگ به فعالیت سیاسی خودش ادامه بده ما هم از دوستان تبعیت می کنیم و تا انتخابات این وبلاگ رو سیاسی نگه میداریم
ببینید من چقدر رفیق بازم
!! نوشته شده توسط حسین | 19:7 | شنبه 26 اردیبهشت1388 •

طنز:اگر خدای ناکرده میر حسین موسوی رییس جمهور شود

اگر خدای ناکرده میر حسین موسوی رییس جمهور شود

طنز - فکر کنید زبانم لال، خدای ناکرده میر حسین موسوی ،علیرغم تمام تدابیر ممکن و موجود، رییس جمهور شود.در این صورت، پیش بینی می کنیم که اوضاع دنیا و مافیها این جوری باشد:


  • برنامۀ ادارۀ دنیا نصفه کاره می ماند.
  • بشریت محروم ونزوئلا و بورکینافاسو و هونولولو و ساحل عاج و دیگر سواحل  محروم  دنیا و کهکشانها، با مشکل کمبود نقدینگی ونفت و برق و سایر اقلام حیاتی روبرو خواهند شد.
  • در سال صرفه جویی،انحصار قدرت درقوۀ مجریه از دست عدۀ قلیلی خارج می شود و در مصرف افراد برای پستها و مسئولیتها،اسراف و تبذیر صورت می گیرد.
  • در سال صرفه جویی،در مصرف فکر اسراف می شود و بخش قابل توجهی از فکر ایرانی(که باید برای روز مبادا ذخیره گردد)برای برنامه ریزی هدر می رود و جایگزین تصمیمات افتخارآفرین خلق الساعه می گردد.
  • در سال صرفه جویی،با اسراف و تبذیر در چاپ کتاب و نشریه،زمینه برای تولید کاغذ و از بین رفتن جنگلها و سوراخ شدن  لایۀ ازن به شکل شنیع و زشتی فراهم می آید.
  • بازار طنز کساد می شود و دیگر حالی به آدم نمی ماند.
  • مردم عزیز ما دیگر نمی توانند در زمستانها انگور برزیلی و هندی و در تابستانها پرتقال چینی بخورند و جگرشان حال بیاید. در ضمن هرگونه مارک اسراییلی روی پرتقالهای فوق الذکر،در هر حال تکذیب می شود.
  • خواهران کارمند(که با وضع قوانین مترقی مثل کم شدن ساعات کار و زیاد شدن مرخصی زایمان ،زمینه برایشان فراهم شده بود که از منظر دولت نهم بهتر است انگار به آغوش پرمهر خانواده برگردند و به شغل شریف زاییدن بپردازند)،دوباره در ادارات دولتی و مجامع علمی و فنی،وقت شریف خود را هدر می دهند و به  امنیت روانی بشریت آسیب های جدی وارد می سازند.
  • کتابهای منحطی نظیر" دلبرکان غمگین من" که مجوز چاپ و نشر گرفته اند،روز روشن و در ملائ عام به فروش می رسند و جوانان معصوم و بیگناه را با زوایای گوناگون دلبرکان معلوم الحال مذکور آشنا می سازند.
  • فیلمهای فاسدی مثل" سنتوری" که مجوز ساخت و پخش گرفته اند،به طرز وقیحانه ای به نمایش در می آیند و توقیف نمی شوند.
  • سفره های شما مردم عزیز از گرفتن سهام عدالت و سایر سهام ها و پول ها و عیدی ها وصَله ها و پیشکش ها و سیب زمینی ها  و پرتقال ها  و سایر اقلام نقدی و جنسی مجانی (بخصوص در آستانۀ بعضی از اتفاقات سرنوشت ساز)محروم می شود وبدین وسیله به تعداد محرومان دنیا اضافه می گردد.
  •  اختراعات و ابتکارات دانشمندان جوان و کوشا و مستعد،در پستوها و آشپزخانه ها و سایر سوراخ-سمبه های منازل،روند نزولی به خود گرفته و رشد علمی دنیا،بخصوص در ابعاد هسته ای دچار مخاطرات جدی می شود.
  • عزت و احترام ایران و ایرانی در مجامع جهانی (که پیش از این با نطقهای جنجالی و اعتراض هیات های نمایندگی دیگر کشورها و ترک محل اجلاس توسط آنها هنگام سخنرانی نمایندۀ  ایران  کسب شده بود)دچار خدشه های جدی و جبران ناپذیر می شود.

....و موارد تاسف آفرین دیگر که روح هر دردمندی را ناکار می سازد...

sargardan

نمایی از روح دردمند بشریت در فراق دولت نهم

منبع:سایت قلم

!! نوشته شده توسط حسین | 11:11 | پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 •

موسوی:این از مهروزی آقایان است

موسوی درشهرساوه ازبداخلاقی هاسخن گفت وگفت:هرجامیروم یابرق میرود یابلندگورا ازکارمی اندازند،این ازمهرورزی اقایان است.

منبع:وبلاگ جامعه

سلام

با توجه به نزدیک شدن به انتخابات این وبلاگ تا انتخابات کمی سیاسی خواهد شد و بعد دوباره به حالت اولیه باز خواهد گشت با معذرت از تمام کسانی که از سیاست خوششون نمیاد

یا علی...


پ.ن:الان که این پس نوشت رو دارم می نویسم ساعت۱:۲۵ نصف شبه توو این نصف سب قشنگه بهار که من شاید تا صبح خوابم نبره به سرم زده و به فکر رادیو جوان و دکتر گیل ابادی افتادم.راستی واقعا چه روزای قشنگی بودا چه قدر بچه های حلقه همدل و پرشور بودناااااااا چقدر برای یه فعالیت کوچیک که از طرف رادیو جوان پیشنهاد میشد بچه ها با انگیزه بودند ولی الان رو که می بینم واقعا فقط افسوس می خورم که چرا رادیو دو مدیر قویش رو از دست داد یکی دکتر گیل ابادی بود و دیگری دکتر خجسته.یادمه اون زمانی که اقای حسینی مدیر روابط عمومی رادیو جوان بود و واسه بچه ها پیام می فرستاد یه طرحی توسط اس ام اس دادند و اون هم طرح حمایت از دکتر گیل ابادی بود من توو اون مطلبی که اون زمان نوشتم نوشتم اگه دکتر بره فقط خودش نرفته یک تفکر رو با خودش برده.دکتر گیل ابادی رفت و یک تفکر رو هم همراه خودش برد.دکتر خجسته که رفت دیگه گفتم دیگه جوونای این مملکت به چه و به که امید داشته باشند.البته ما خوب می دونیم که همه این رفتن ها و امدن ها صدقه سری دولت...نهم و فشارهای بیش از حد این دولت...بر روی مدیران بلند پایه صدا و سیما بود.اما روز ها گدشت و گذشت و گذشت تا نزدیک انتخابات شدیم الان کسی امده که به نظرم تفکر گیل ابادی ها رو دوباره احیا می کند و به ایران شکوفایی دوباره می بخشد.حداقلش این هست که اگر او رای بیاورد و اگر گیل ابادی دیگری بر مسند مدیریت رادیو جوان تکیه زده باشد و از او و از دولتش انتقاد کند دیگر وزارت ارشادش بیانیه صادر نمی کند دیگر وبلاگ ها و سایتهای حامی او بر علیه مدیریت رادیو جوان مطلب نمی نویسند و خیلی دیگر های دیگر...ما به میر حسین موسوی رای می دهیم نه به خاطر این که بعد از رییس جمهور شدنش چاپلوسش باشیم بلکه به خاطر این است که منتقدش باشیم ما به او رای می دهیم تا دیگر دانشجویی ستاره دار نشود تا دیگر گیل ابادی دیگری از کار برکنار نشود تا دیگر روزنامه ای توقیف نشود تا دیگر زندانی سیاسی نداشته باشیم و...

یا علی...

!! نوشته شده توسط حسین | 16:42 | دوشنبه 21 اردیبهشت1388 •

گفتاری از آیت‌الله وحید خراسانی چرا اقامه‌ی عزای حضرت زهرا(س) واجب است؟

گفتاری از آیت‌الله وحید خراسانی چرا اقامه‌ی عزای حضرت زهرا(س) واجب است؟

گرفتن آن‌چه پیغمبر داده به 2 امر محقق می‌شود: اول به فهمیدن. که آن‌چه داده چیست؟ دوم به عمل کردن و به کار بستن. اگر این دو به هم ضمیمه شد، اخذ «ما أمر الرسول» تمام است و الا مسلمانان به مقصد نرسیده‌اند. این قرآن. کبری این است. اما در صغری قیاس بدیهی الإنتاجی امروز باید تشکیل بشود که اگر فخر رازی سر از گور بردارد، جز تسلیم چاره‌ای نباشد.

کبرای قیاس کلام خدا، صغری کلام خاتم الأنبیاء. آن‌چه که او داده این است و با کلمه‌ی « انما » شروع می‌شود:

إنما فاطمة شجنة[3][3] منى یبسطنی ما یبسطها و یقبضنی ما یقبضها. [4]

این فراز، فرازی است که نمی‌شود در یک مجلس و 2 مجلس و 10 مجلس بشود، از شرح فقه حدیث و بیان لطائف کلام رسول فارغ شد.

باید دید «شجنه» چیست و چرا عقل کل و علم کل برای بیان مقصد این لفظ را استخدام کرده است؟

شجنه، عبارت از آن شاخه‌ای که از درخت می‌روید؛ اما این شاخه‌ی معمولی نیست؛ بلکه شاخه‌ای که در تمام رگ و ریشه‌ی این درخت ریشه دوانده، شاخه‌ای است منتشر در تمام شجر. پیغمبر خودش را شجر قرار داده است. این هم سری دارد.

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ. تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا.[5]

آن شجرة طیبه که اصلش ثابت و فرعش در سماء است، رسیده به جایی که:

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى. فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى. [6]

آن شجره‌ای که «تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا»، ماینتفع ثمرات علمی و عرفان و اخلاق و احکامش اولین و آخرین راه بهره‌مند می‌کند آن شجره خاتم الأنبیاء است.

حالا مهم این است که شاخه‌ای که از این شجره رویده او فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها است. معیاری که اول گفتیم، برای اقامه‌ی شهادت حضرت زهرا کتاب است و سنت. این است که از این دایره خارج نمی‌شویم. آن هم سنتی که احدی نتواند دم بزند. کی این کلمه «انما فاطمة شجنة منی» را می‌گوید؟ گوینده این کلام کسی است که خدا دو جای قرآن 2 جمله در باره‌اش فرموده و این دو جمله عقل اولین و آخرین را مبهوت می‌کند.

تمام این عالم تا کهکشان‌ها تا ما وراء کهکشان‌ها همه مخلوق است برای انسان کامل؛ چون منتهای کمال وجود عقل است و عقل کل و کل عقل می‌شود منتهی الآمال خلقت. به این حد که رسیده؟ آن کسی که در 2 امر به جایی می‌رسد که خدا او را به عظمت بپذیرد. دیگر کار تمام است. آن 2 مطلب چیست؟ یکی علم، یکی خلق.

وبلاگ دکتر گیل آبادی به روز شد برای خواند دست نوشته جدید دکتر گیل آبادی اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حسین | 17:33 | جمعه 18 اردیبهشت1388 •

مقایسه تصاویر دانشجویان هوادار احمدی نژاد و میر حسین موسوی

 

در رخدادی دیگر دانشگاه شهید چمران اهواز دیروز شاهد حضور میرحسین موسوی بود. موسوی در حضور نزدیک به دو هزار تن از دانشجویان این دانشگاه به سخنرانی پرداخت

 

عکس های مراسم میرحسین را با عکسهای مراسم خودجوش «دانشجویان» هوادار احمدی نژاد مقایسه کنید. قضاوت بر عهده خودتان

!! نوشته شده توسط حسین | 0:36 | یکشنبه 6 اردیبهشت1388 •

RSS